السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

20

تفسير الميزان ( فارسي )

قوانينى وضع نمايد ، و به سنن اجتماعى جارى در مجتمع خود عمل كند . و اين احتياج هر چه ساده تر و طبيعىتر باشد كوشش براى رفع آن واجبتر و سهلانگارى در دفع آن مضرتر است و پر واضح است كه احتياج به اصل تغذى كه زنده ماندن دائر مدار آن است غير از احتياج به تنعم در غذا و انواع ميوه ها است و به همين قياس است ساير شؤون زندگى . يكى از حوائج اوليه انسان ، احتياج هر يك از دو جنس نر و ماده اش به جنس مخالف است ، به اينكه با او درآميزد ، و عمل جنسى با او انجام دهد ، هر چند كه صانع بشر احساس اين احتياج را در بشر قرار داده ، و طرفين را مجهز به غريزه شهوت كرده است تا نسل بشر باقى بماند . و به همين جهت است كه مجتمعات انسانى در گذشته و امروز همگى داراى سنت ازدواج بوده‌اند ، و خانواده تشكيل مىداده‌اند ، و اين بدان جهت است كه تنها ضامن بقاى نسل بشر ، ازدواج است . ممكن است شما بگوييد نه ، اين انحصار را قبول نداريم ، زيرا در تمدن جديد راه ديگرى غير از اصل تناسل و يا ارضاى غريزه براى دفع اين حاجت پيشنهاد كرده‌اند ، و آن اصل اشتراك در زندگى است ، به اينكه مردان با آميختن با يكديگر و همچنين زنان با همجنس خود ، اين احتياج را بر طرف سازند . ليكن در پاسخ مىگوييم دليل بر غير طبيعى بودن روش مذكور اين است كه هيچ اجتماعى سراغ نداريم كه اصل اشتراك در ميان آنها شايع شده باشد ، و از ازدواج و تشكيل خانواده بى نياز شده باشند . و كوتاه سخن اينكه ازدواج سنتى است طبيعى كه از آغاز پيدايش بشر تا كنون در مجتمعات بشرى داير بوده ، و هيچ مزاحمى به غير از زنا سد راه و مزاحم آن نبوده ، آرى ، تنها مزاحم ازدواج ، زنا است كه نمىگذارد خانواده اى تشكيل شود و طرفين بار سنگين ازدواج را تحمل كنند و به همين بهانه شهوات را به سوى خود مىخواند ، و خانواده ها را مىسوزاند و نسلها را قطع مىكند . و باز به همين جهت است كه همه مجتمعات دينى و يا طبيعى ساده و سالم عمل زنا را شنيع و زشت مىدانند و آن را فاحشه و منكر مىخوانند و به هر وسيله اى كه شده عليه آن مبارزه مىكنند ، و مجتمعات متمدن هم اگر چه به كلى از آن جلوگيرى نمىكنند و ليكن در عين حال آن را كار نيكى نمىشمارند ، چون مىدانند كه اين كار عميقا با تشكيل خانواده