السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
187
تفسير الميزان ( فارسي )
* ( « وَاللَّه عَلِيمٌ بِما يَفْعَلُونَ ) * - و خدا دانا است به آنچه مىكنند » با اين نظريه نمىسازد . نظير اين حرف در نادرستى ، قول بعضى « 1 » ديگر است كه گفتهاند : اگر علم را به همه نامبردگان در آيه نسبت داده از باب مجاز ، و غير عالم را به منزله عالم گرفتن است ، به خاطر اينكه بيشتر دلالت كند بر تسبيح و تنزيه خدا . چهارم اينكه : در آيه شريفه تنها تسبيح را كه از صفات جلال خدا است ذكر كرده ، با اينكه موجودات عالم تنها به منزه بودن خدا دلالت ندارند ، بلكه به همه صفات كماليه اش نيز دلالت دارند ، و در نتيجه جا داشت تحميد را هم ذكر مىكرد ، هم چنان كه در آيه « وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِه » هم تسبيح را كه مربوط به جلال خدا است و هم حمد را كه مربوط به كمال او است ذكر كرده . و شايد وجه اين اختصاص اين باشد كه سياق آيات مورد بحث سياق توحيد ، و نفى شركاء است ، و اين با تنزيه بيشتر سروكار دارد ، زيرا كسانى كه غير از خدا معبودهايى مىخوانند ، و يا به نوعى به غير خدا ركون و اعتماد مىكنند ، از اين نظر كافرند كه خصوصيات وجودى آن معبودها را براى خداى تعالى نيز اثبات مىكنند و نفى و رد اين اعتقاد تنها با تنزيه خدا انجام مىشود ، و حاجتى به ذكر حمد او نيست ، ( دقت بفرماييد ) . و اما مراد از نماز در جمله * ( « كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَه وَتَسْبِيحَه » ) * دعاى موجودات است ، چون دعا عبارت است از اينكه داعى مدعو را متوجه حاجت خود كند ، حاجتى كه مدعو بى نياز از آن است بنا بر اين ، اين كلمه بر تنزيه خدا بيشتر دلالت دارد تا بر تحميد و ثناى او . پنجم اينكه : اين آيه شريفه تسبيح را به عموم ساكنان زمين نسبت مىدهد ، چه كافر و چه مؤمن و از اين تعبير معلوم مىشود كه در اين ميان دو نور است ، يكى عمومى است كه شامل همه چيز مىشود و آيات ديگرى از قرآن مانند آيه ذر نيز به همين معنا دلالت دارد ، و آن آيه اين است : « وَأَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ألَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ » « 2 » و همچنين آيه : « فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ » « 3 » و آيات ديگر كه روى سخن در آنها به عموم انسانها است ، از عموم آنان بر ربوبيت خود و حقانيت
--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 18 ، ص 188 . ( 2 ) پروردگار از ذريه آدم پيمان گرفت ، و خود ايشان را عليه خودشان گواه ساخت ، كه آيا من پروردگار شما نيستم ؟ گفتند چرا شهادت مىدهيم ، و ما اين كار را كرديم تا اينكه روز قيامت بهانه نياورند كه پروردگارا ما از اين غافل بوديم . سوره اعراف ، آيه 172 . ( 3 ) ما پرده از برابرت برداشتيم در نتيجه امروز چشمت تيز بين شده . سوره ق ، آيه 22 .