السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

132

تفسير الميزان ( فارسي )

رفتار خود را كارى ساده پنداشتيد و حال آنكه نزد خدا كار بس عظيمى است ، چون بهتان و افتراء است علاوه بر اين بهتان به پيغمبر خدا ( ص ) است ، چون شيوع افك در باره آن جناب در ميان مردم باعث مىشود كه آن حضرت در جامعه رسوا گشته و امر دعوت دينىاش تباه شود . * ( « وَلَوْ لا إِذْ سَمِعْتُمُوه قُلْتُمْ ما يَكُونُ لَنا أَنْ نَتَكَلَّمَ بِهذا ، سُبْحانَكَ هذا بُهْتانٌ عَظِيمٌ » ) * اين آيه عطف است بر آيه * ( « لَوْ لا إِذْ سَمِعْتُمُوه . . . » ) * و در آن براى با رسوم به مؤمنين حمله شده ، و ايشان را توبيخ مىفرمايد كه چرا چنين نگفتيد ؟ و كلمه « سبحانك » در اين ميان ، كلمه اى است معترضه ، و اين از ادب قرآن كريم است كه هر جا مىخواهد كسى را منزه از عيب معرفى كند ، براى رعايت ادب نخست خدا را منزه مىكند . كلمه « بهتان » به معناى افتراء است ، و اگر آن را بهتان ناميده‌اند ، چون شخص مورد افتراء را مبهوت مىكند كه يا للعجب من كى چنين حرفى را زده و يا چنين كارى را كرده‌ام ؟ و اگر آن را بهتانى عظيم خوانده ، بدين جهت بوده كه تهمت مربوط به ناموس ، آن هم ناموس متعلق به رسول خدا ( ص ) بوده . و بهتان بودنش بدين سبب بوده كه اخبارى بدون علم و ادعايى بدون شاهد بوده ، آن شاهدى كه شرحش در ذيل جمله * ( « فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا بِالشُّهَداءِ فَأُولئِكَ عِنْدَ اللَّه هُمُ الْكاذِبُونَ » ) * گذشت . و معناى آيه روشن است . * ( « يَعِظُكُمُ اللَّه أَنْ تَعُودُوا لِمِثْلِه أَبَداً ) * . . . * ( وَاللَّه عَلِيمٌ حَكِيمٌ » ) * اين دو آيه اندرز مىدهد كه تا ابد چنين عملى را تكرار نكنند . و معناى دو آيه روشن است . * ( « إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا . . . » ) * اگر اين آيه با آيات راجع به افك نازل شده باشد و متصل به آنها باشد و مربوط به نسبت زنا به مردم دادن و شاهد نياوردن باشد ، قهرا مضمونش تهديد تهمت زنندگان است ، چون افك از مصاديق فاحشه است ، و اشاعه آن در ميان مؤمنين به خاطر اين بوده كه دوست مىداشتند عمل زشت و هر فاحشه اى در بين مؤمنين شيوع يابد . پس مقصود از « فاحشه » مطلق فحشاء است ، چون زنا و قذف و امثال آن ، و دوست داشتن اينكه فحشاء و قذف در ميان مؤمنين شيوع پيدا كند ، خود مستوجب عذاب اليم در دنيا و آخرت براى دوست دارنده است . و بنا بر اين ، ديگر علت ندارد كه ما عذاب در دنيا را حمل بر حد كنيم ، چون دوست داشتن شيوع گناه در ميان مؤمنين حد نمىآورد ، بله اگر لام در « الفاحشة » را براى عهد بدانيم ، و مراد از فاحشه را هم قذف تنها بگيريم ، و حب شيوع را كنايه از قصد شيوع و خوض و