السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
122
تفسير الميزان ( فارسي )
ايشان گفت : توبه كنيد تا شهادتتان پذيرفته شود دو نفر توبه كردند و ابو بكرة توبه نكرد ، و هيچ وقت هم شهادتش پذيرفته نشد ، و اين ابو بكرة برادر مادرى زياد بود ، و چون زياد كرد آنچه را كه كرد ( و خود را پسر ابو سفيان و مادرش را زناكار معرفى نمود ) ابو بكرة سوگند خورد كه تا هر چند كه زنده است با او حرف نزند و حرف نزد تا مرد « 1 » . و در تهذيب به سند خود از حلبى از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه فرمود : اگر برده به حر نسبت زنا دهد هشتاد تازيانه مىخورد ، و آن گاه فرمود : اين از حقوق الناس است « 2 » . و در تفسير قمى در ذيل جمله * ( « وَالَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْواجَهُمْ ) * . . . * ( إِنْ كانَ مِنَ الصَّادِقِينَ » ) * روايت كرده كه اين آيه درباره لعان نازل شده ، و سبب نزولش اين بوده كه وقتى رسول خدا ( ص ) از جنگ تبوك برگشت عويمر بن ساعدة عجلانى كه از انصار است نزدش آمد ، و گفت : يا رسول اللَّه همسر من به شريك بن سمحاء زنا داده ، و از او حامله شده ، رسول خدا ( ص ) از او روى بگردانيد ، عويمر مجددا سخن خود را تكرار كرد ، و رسول خدا ( ص ) روى گردانيد ، تا چهار مرتبه اين كار تكرار شد . پس رسول خدا ( ص ) به خانه اش رفت و آيه لعان بر او نازل شد . پس براى نماز عصر بيرون شد و بعد از نماز به عويمر فرمود : برو همسرت را بياور كه خدا آيه قرآنى درباره شما زن و شوهر نازل كرده . پس مرد نزد زن آمد و گفت رسول خدا ( ص ) تو را مىخواهد ، زن كه زن آبرومندى بود با جمعى از قوم خود آمد ، همين كه داخل مسجد شد رسول خدا به عويمر فرمود : برويد نزديك منبر و آنجا ملاعنه كنيد ! عويمر پرسيد چگونه ملاعنه كنيم ؟ فرمود پيش بيا و بگو : خدا را شاهد مىگيرم كه من در آنچه به اين زن نسبت دادهام از راستگويانم ، عويمر جلو منبر آمد و يك بار صيغه لعان را جارى كرد ، حضرت فرمود : اعاده كن دوباره خواند ، تا چهار بار ، فرمود : در نوبت پنجم بگو كه لعنت خدا بر من باد اگر از دروغگويان باشم : آن گاه حضرت فرمود « مواظب باش كه لعنت ، دعاى مستجابى است ، اگر دروغ بگويى تو را خواهد گرفت » . آن گاه به او فرمود : برو كنار و به همسرش فرمود : مثل او شهادت بده ، و گرنه حد خدا را بر تو جارى مىكنم ، زن به صورت افراد فاميلش نگريست و گفت : من اين رويها را در اين
--> ( 1 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 21 . ( 2 ) تهذيب الاحكام ، ج 10 ، ص 72 .