السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
27
تفسير الميزان ( فارسي )
مؤلف : و نيز قريب به اين معنا از محمد بن عماره از آن جناب روايت شده است « 1 » ، و در الدر المنثور از ابن عباس روايت شده كه در معناى اين كلمه گفته : « كاف » اشاره به كبير ، « هاء » به هادى ، « يا » به امين ، « عين » به عزيز ، « صاد » به صادق است ، و در نقل ديگرى اينطور گفته : كه « كاف » بجاى كبير است ، و همچنين تا آخر « 2 » . و نيز به طريق ديگرى نقل شده كه گفته است : معنايش كريم ، هادى ، حكيم ، عليم ، صادق است ، و از ابن مسعود و غير او نيز روايت شده ، و حاصل روايات به طورى كه ملاحظه مىكنيد اين است كه حروف مقطعه قرآن هر يك از اول يكى از اسماء حسناى خدا گرفته شده ، چيزى كه هست يكى مىگويد : « كاف » از كبير ، يكى مىگويد از كافى ، و يكى مىگويد از كريم گرفته شده ، و همچنين ساير حروف « 3 » . ليكن اين روايات از اين نظر ناصحيح به نظر مىرسند كه در حروف مقطعه مورد بحث حرف « ياء » وجود دارد ، و آن را به معناى ولى و يا حكيم و يا عزيز گرفتهاند ، و اولين حرف اين اسماء هيچ يك « ياء » نيست ، و در روايتى كه از ام هانى نقل شده اصلا براى ياء معنايى نكرده ، تنها كلمه مورد بحث به كافى و هادى و عالم و صادق معنا شده است ، و در بيان اين كلمه مختصرى اشاره رفت « 4 » . و در تفسير قمى در ذيل آيه : * ( « وَلَمْ أَكُنْ بِدُعائِكَ رَبِّ شَقِيًّا » ) * مىگويد يعنى دعاى من نزد تو هرگز بىنتيجه نبوده است « 5 » . و در مجمع البيان در ذيل آيه : * ( « وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ » ) * گفته بعضى گفتهاند : مقصود از موالى ، عموها ، و پسر عموها است ، و آن را به امام ابى جعفر ( ع ) نسبت دادهاند ، و امام على بن الحسين و امام محمد بن على باقر ( ع ) خواندهاند : * ( « وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ » ) * به فتحه خاء و تشديد فاء ، و كسره تاء « 6 » . مؤلف : جمعى از صحابه و تابعين نيز اينطور قرائت كردهاند . و در احتجاج است كه عبد اللَّه بن حسن به سند خود از پدرانش ( ع ) روايت كرده كه فرمودهاند : بعد از آنكه ابو بكر تصميم گرفت فدك را از فاطمه بگيرد و اين خبر به فاطمه ( ع ) رسيد ، آن حضرت نزد وى رفت ، و فرمود : اى پسر ابى قحافه آيا در كتاب
--> ( 1 ) معانى الاخبار ، ص 28 ، ح 6 . ( 2 ، 3 ، 4 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 258 . ( 5 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 48 . ( 6 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 502 .