السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
20
تفسير الميزان ( فارسي )
نمىگيرد ، هم چنان كه نظيرش در تفسير آيه شريفه « إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى قالَ أوَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَلكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي » « 1 » گذشت . * ( « قالَ كَذلِكَ قالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَقَدْ خَلَقْتُكَ مِنْ قَبْلُ وَلَمْ تَكُ شَيْئاً » . ) * اين آيه پاسخى است از استفهام زكريا و استفسارى كه به منظور آرامش خاطر كرده بود . ضمير در « قال » به خداى تعالى بر مىگردد ، و كلمه « كذلك » مقول قول خدا است ، و خبرى است براى مبتدايى كه حذف شده ، و تقدير آن « و هو كذلك » است ، يعنى واقع مطلب همين است كه گفتيم و در اين بشارت هيچ شكى نيست . جمله * ( « قالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ » ) * مقول دومى است براى « قال » ى اول ، و معنايش اين است كه « گفت اين چنين پروردگارت ، گفت كه اين براى من آسان است . . . » و به منزله تعليل براى « كذلك » است كه با آن هر استعجابى را بر طرف مىسازد ، و مىرساند كه هيچ مرادى از اراده او تخلف نمىپذيرد ، و امر او چنين است كه وقتى اراده چيزى كند بگويد : بباش ، مىباشد . پس خلق كردن فرزندى از پدرى پير و زنى نازا براى او آسان است . اين استفهام و جواب در لحن داستان در سوره آل عمران به اين تعبير آمده : « قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَقَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَامْرَأَتِي عاقِرٌ قالَ كَذلِكَ اللَّه يَفْعَلُ ما يَشاءُ » « 2 » كه جمله * ( « قالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ » ) * در آيه مورد بحث مقابل « اللَّه يَفْعَلُ ما يَشاءُ » است . و همين اختلاف تعبير ، معنايى را كه ما كرديم تاييد مىكند . و جمله * ( « وَقَدْ خَلَقْتُكَ مِنْ قَبْلُ وَلَمْ تَكُ شَيْئاً » ) * بيان بعضى از مصاديق خلقت است ، كه استعجاب را بر طرف مىسازد . در تفسير آيه وجوه ديگرى ذكر كردهاند ، يكى اين است كه گفتهاند : « 3 » كلمه « كذلك » متعلق به كلمه « قال » ى دومى است ، و مجموع جمله ، جواب از استفهام زكريا است . و بنا بر اين تفسير ، معنا چنين مىشود « پروردگارت به اين معنا امر كرده ، و اين چنين قضا رانده است » و آن وقت جمله * ( « هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ » ) * مقول ديگرى است براى قول دومى و يا به منظور حكايت آورده شده .
--> ( 1 ) زمانى كه ابراهيم گفت : پروردگارا ، بنماى به من كه چگونه مردگان را زنده مىنمايى . خداوند گفت : آيا بر احياى مردگان ايمان ندارى . ابراهيم گفت : ( ايمان دارم ) ليكن براى اطمينان قلبى . سوره بقره ، آيه 26 . ( 2 ) زكريا گفت : اى پروردگار من ! از كجا باشد مرا پسرى در حالى كه پيرى من رسيده و زنم نازا است . به همين حال كه هستيد ، خدا آنچه را كه بخواهد انجام مىدهد . سوره آل عمران ، آيه 40 . ( 3 ) روح المعانى ، ج 16 ، ص 68 .