السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
81
تفسير الميزان ( فارسي )
است ، وقتى گفته مىشود : « اترف فلان - فلانى مترف است » معنايش اين است كه فلانى نعمتش از حد گذشته است - تا آنجا كه مىگويد - مراد از « مترفين » در جمله « أَمَرْنا مُتْرَفِيها » همان كسانيند كه آيه : « فَأَمَّا الإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاه رَبُّه فَأَكْرَمَه وَنَعَّمَه 3 - خدا وقتى انسان را آزمايش كند او را اكرام نموده غرق در نعمتش مىسازد » وصفشان مىكند « 1 » . و صاحب مجمع البيان گفته است : « ترفه » به معناى نعمت است . ابن عرفه در معناى آن گفته : « مترف » كسى را گويند كه افسارش را رها كرده باشند و هر چه دلش خواست بكند و جلويش را نگيرند ، و نيز در معناى « تدمير » گفته است : اين كلمه به معناى هلاك كردن است و مشتق از « دمار » مىباشد « 2 » . ] و معناى جمله : « وَإِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً » اين است كه وقتى زمان هلاك كردن قومى نزديك شد چنين و چنان مىكنيم ، و اين تعبير از قبيل اين است كه مىگويند : وقتى فلانى مىخواست بميرد چنين و چنان گفت ، و آسمان وقتى مىخواست ببارد فلان جور شد ، كه در همه اينها معنا اين است كه « وقتى نزديك شد بميرد و يا ببارد » ، چون پر واضح است كه هيچكس به حقيقت معناى اراده ، اراده مردن نمىكند ، و آسمان هم اراده باريدن ندارد ، در قرآن هم آمده : « فَوَجَدا فِيها جِداراً يُرِيدُ أَنْ يَنْقَضَّ » « 3 » پس در همه اين موارد ، اراده به معناى نزديك شدن وقت عمل است . ممكن هم هست مراد از آن ، اراده فعليه باشد ، چون حقيقت اراده عبارت است از توافق اسبابى كه مقتضى مراد و مساعد با وقوع آنست و اين معنا نزديك به همان معنايى است كه خاطرنشان ساختيم ، چون برگشت آن به تحقق اسبابى است كه اقتضاى هلاكت ايشان را دارد ، و آن عبارت از كفران ايشان به نعمت و طغيان به معصيت است ، هم چنان كه فرموده : « لَئِنْ شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ » « 4 » ، و نيز فرموده : « الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلادِ ، فَأَكْثَرُوا فِيهَا الْفَسادَ ، فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذابٍ ، إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ » « 5 »
--> ( 1 ) مفردات راغب ، ماده « ترفه » . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 5 ، ص 29 . ( 3 ) ديوارى يافتند كه مىخواست خراب شود . سوره كهف ، آيه 77 . ( 4 ) اگر شكر بگزاريد قطعا نعمتهايتان را زيادتر مىكنم و اگر كفران كنيد مسلمان عذاب من شديد است . سوره ابراهيم ، آيه 7 . ( 5 ) كسانى كه در بلاد طغيان ورزيده در آنها فساد را زياد كردند ، پس پروردگارت تازيانه عذاب را بر ايشان فرود آورد كه پروردگار تو در كمينگاه است . سوره فجر ، آيه 11 - 14 .