السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

56

تفسير الميزان ( فارسي )

* ( « عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدْتُمْ عُدْنا وَجَعَلْنا جَهَنَّمَ لِلْكافِرِينَ حَصِيراً » ) * . حصير از ماده « حصر » و به طورى كه گفته‌اند به معناى حبس كردن و در مضيقه قرار دادن است هم چنان كه در جاى ديگر قرآن فرموده : « وَاحْصُرُوهُمْ » يعنى برايشان تنگ بگيريد . و معناى جمله * ( « عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يَرْحَمَكُمْ » ) * - بطورى كه از سياق برمىآيد - اين است كه اميد است بعد از بعث دشمنان در بار دوم خداوند به شما رحم كند ، و اين وعده اميدوار كننده مشروط است به توبه ايشان و اينكه به طاعت و احسان برگردند . به دليل جمله * ( « وَإِنْ عُدْتُمْ عُدْنا » ) * كه تهديد مىكند اگر باز هم به فساد برگرديد ما نيز به عقوبت و نكال بر مىگرديم و ما جهنم را براى كافران حصير و محلى محصور قرار مىدهيم تا نتوانند از آن خارج شوند . و در جمله * ( « عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يَرْحَمَكُمْ » ) * از تكلم با غير به غيبت التفات شده است ، و گويا وجه آن اين باشد كه خواسته است به اصلى اشاره كند كه ربوبيت خداى تعالى اقتضاى آن را دارد و آن اصل اين است كه : بر بندگان خود - در صورتى كه به مقتضاى خلقت خود مشى كنند - رحم كند و به سوى فطرتشان ارشاد نمايد مگر اينكه از خط مرزى خلقت خود منحرف گشته و از راه فطرت بيرون شوند و چون اشاره به اين نكته باعث مىشد ربوبيت خداى تعالى يادآورى شود لازم بود سياق تكلم با غير ( ما چنين و چنان مىكنيم ) به هم بخورد و به سياق تكلم به غيبت ( پروردگارتان چنين و چنان كند ) مبدل شود ، و بعد از آنكه نكته مزبور ايفاء شد دوباره به همان سياق قبلى برگردد . بحث روايتى در تفسير برهان از ابن بابويه به سند خود از محمد بن مسلم از ابى جعفر ( ع ) روايت كرده كه فرمود : اگر خداوند نوح ( ع ) را عبد شكور ناميد براى اين بود كه آن جناب در هر صبح و شام مىگفت : بار الها من گواهى مىدهم كه اگر در شب و روز قرين نعمتها و عافيتم ، همه آنها از تو است و تو يگانه اى هستى بىشريك ، حمد و شكر تو به خاطر آن نعمتها بر من فرض است ولى نه تنها آن قدر كه راضى شوى بلكه رضايت بعد از رضا نيز لازم است « 1 » .

--> ( 1 ) برهان ، ج 2 ، ص 405 ، ح 2 .