السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
536
تفسير الميزان ( فارسي )
و حضرموت و غير آن كه چهارده نفر از اين سلسله سلطنت كردهاند ، و بيشترشان تبع بودهاند اول آنان « شمر يرعش » و دوم « ذو القرنين » و سوم « عمرو » شوهر بلقيس « 1 » بود كه آخرشان منتهى به ذى جدن مىشود و آغاز سلطنت اين سلسله از سال 275 م شروع شده در سال 525 خاتمه يافته است . آن گاه صاحب جواهر مىگويد : پيشوند « ذى » در لقب ملوك يمن اضافه شده ، و هيچ ملوك ديگرى از قبيل ملوك روم سراغ نداريم كه اين كلمه در لقبشان اضافه شده باشد ، به همين دليل است كه مىگوئيم ذو القرنين از ملوك يمن بوده ، و قبل از شخص مورد بحث اشخاص ديگرى نيز در يمن ملقب به ذو القرنين بودهاند ، و ليكن آيا اين همان ذو القرنين مذكور در قرآن باشد يا نه قابل بحث است . اعتقاد ما اين است كه : نه ، براى اينكه ملوك يمن قريب العهد با ما بودهاند و از آنها چنين خاطراتى نقل نشده مگر در رواياتى كه نقالهاى قهوه خانه با آنها سر و كار دارند ، مثل اينكه « شمر يرعش » به بلاد عراق و فارس و خراسان و صغد سفر كرده و شهرى به نام سمرقند بنا نهاده كه اصلش « شمركند » بوده و اسعد ابو كرب در آذربايجان جنگ كرده ، و حسان پسرش را به صغد فرستاده و يعفر پسر ديگرش را به روم و برادر زاده اش را به فارس روانه ساخته ، و اينكه بعد از جنگ او با چين از حميريها عده اى در چين باقى ماندند كه هم اكنون در آنجا هستند . ابن خلدون و ديگران اين اخبار را تكذيب كردهاند ، و آن را مبالغه دانسته و با ادله جغرافيايى و تاريخى رد نمودهاند . پس مىتوان گفت كه ذو القرنين از امت عرب بوده و ليكن در تاريخى قبل از تاريخ معروف مىزيسته است . اين بود خلاصه كلام صاحب جواهر « 2 » . و - و بعضى ديگر گفتهاند : ذو القرنين همان كورش يكى از ملوك هخامنشى در فارس است كه در سالهاى « 539 - 560 ق م » مىزيسته و همو بوده كه امپراطورى ايرانى را تاسيس و ميان دو مملكت فارس و ماد را جمع نمود . بابل را مسخر كرد و به يهود اجازه مراجعت از بابل به اورشليم را صادر كرد ، و در بناى هيكل كمكها كرد و مصر را به تسخير خود درآورد ، آن گاه به سوى يونان حركت نموده بر مردم آنجا نيز مسلط شد و به طرف مغرب رهسپار گرديده
--> ( 1 ) اين بلقيس غير از ملكه سبا مىباشد كه گفته مىشود با سليمان بن داوود بعد از آنكه او را از سبا فرا خواند ازدواج كرد ، و اين داستان قريب هزار سال قبل از ميلاد مىباشد . ( 2 ) الجواهر .