السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

534

تفسير الميزان ( فارسي )

اينچنين معرفى نموده . و آيا در يمن و حوالى آن امتى بوده كه بر مردم هجوم برده باشند ، با اينكه همسايگان يمن غير از امثال قبط و آشور و كلدان و . . . كسى نبوده ، و آنها نيز همه ملتهايى متمدن بوده‌اند ؟ . يكى از بزرگان و محققين معاصر « 1 » ما اين قول را تاييد كرده ، و آن را چنين توجيه مىكند : ذو القرنين مذكور در قرآن صدها سال قبل از اسكندر مقدونى بوده ، پس او اين نيست ، بلكه اين يكى از ملوك صالح ، از پيروان اذواء از ملوك يمن بوده ، و از عادت اين قوم اين بوده كه خود را با كلمه « ذى » لقب مىدادند ، مثلا مىگفتند : ذى همدان ، و يا ذى غمدان ، و يا ذى المنار ، و ذى الاذغار و ذى يزن و امثال آن . و اين ذو القرنين مردى مسلمان ، موحد ، عادل ، نيكو سيرت ، قوى ، و داراى هيبت و شوكت بوده ، و با لشگرى بسيار انبوه به طرف مغرب رفته ، نخست بر مصر و سپس بر ما بعد آن مستولى شده ، و آن گاه هم چنان در كناره درياى سفيد به سير خود ادامه داده تا به ساحل اقيانوس غربى رسيده ، و در آنجا آفتاب را ديده كه در عينى حمئة و يا حاميه فرو مىرود . سپس از آنجا رو به مشرق نهاده ، و در مسير خود آفريقا را بنا نهاده . مردى بوده بسيار حريص و خبره در بنائى و عمارت . و هم چنان سير خود را ادامه داده تا به شبه جزيره و صحراهاى آسياى وسطى رسيده ، و از آنجا به تركستان ، و ديوار چين برخورده ، و در آنجا قومى را يافته كه خدا ميان آنان و آفتاب ساترى قرار نداده بود . سپس به طرف شمال متمايل و منحرف گشته ، تا به مدار السرطان رسيده ، و شايد همانجا باشد كه بر سر زبانها افتاده كه وى به ظلمات راه يافته است . اهل اين ديار از وى درخواست كرده‌اند كه برايشان سدى بسازد تا از رخنه ياجوج و ماجوج در بلادشان ايمن شوند ، چون يمنىها - و مخصوصا ذو القرنين - معروف به تخصص در ساختن سد بوده‌اند ، لذا ذو القرنين براى آنان سدى بنا نهاده است . حال اگر محل اين سد همان محل ديوار چين باشد ، كه فاصله ميان چين و مغول است ، ناگزير بايد بگوئيم قسمتى از آن ديوار بوده كه خراب شده ، و وى آن را ساخته است ، و اگر اصل ديوار چنين نباشد ، چون اصل آن را بعضى از ملوك چين قبل اين تاريخ ساخته بوده‌اند كه ديگر اشكالى باقى نمىماند . و به طورى كه مىگويند از جمله بناهايى كه

--> ( 1 ) علامه سيد هبة الدين شهرستانى .