السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

51

تفسير الميزان ( فارسي )

آمد و شد كرده پا نهاده باشى حوس و جوس كرده اى ، آن گاه گفته است : بعضى گفته‌اند جوس به معناى طلب كردن يك چيزى به جستجو است « 1 » . و اينكه فرمود : * ( « فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما » ) * تفريعى است بر جمله : « لتفسدن . . . » و ضمير تثنيه « هما » به مرتين برمىگردد ، و معنايش اين است كه دو بار فساد مىكنيد ، و بنا بر اين معناى « اوليهما » افساد اولى است و مراد به « وعد اولى » وعده اول از آن دو وعده و آن نكال و نقمتى است كه خدا در برابر فسادشان داده ، و در نتيجه وعد به معناى موعود خواهد بود ، و آمدن وعد كنايه از آمدن هنگام انجاز و عملى كردن آنست ، و همين خود دليل است بر اينكه خداوند در برابر دو نوبت افساد آنان دو تا وعده داده ، و اگر اسمى از دومى نبرده به خاطر اختصار بوده ، و گويا فرموده : در زمين دو نوبت فساد مىكنيد و ما وعده تان داده‌ايم كه در هر نوبت انتقام بگيريم وقتى افساد اول كرديد . . . همه آنچه را كه گفتيم به كمك سياق آيه بود كه از آيه استفاده كرديم و معناى آيه كه فرمود : * ( « بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ » ) * اين است كه بندگان نيرومند خود را بسيج كرديم و فرستاديم تا شما را ذليل نموده و از شما انتقام بگيرند . و دليل اينكه گفتيم بعث به منظور انتقام و ذليل كردن بوده جمله : * ( « أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ . . . » ) * است . و در اينكه آمدن آن بندگان خدا بسوى بنى اسرائيل و قتل عام و اسارت و غارت و تخريب آنان را « بعث الهى » خوانده ، اشكالى ندارد چرا كه اين بعث و برانگيختن بر سبيل كيفر و در برابر فساد و طغيان و ظلم به غير حق بنى اسرائيل بوده است ، پس كسى نگويد كه خدا با فرستادن چنين دشمنانى آدمكش و مسلط ساختن آنان بر بنى اسرائيل نسبت به ايشان ظلم كرده ، بلكه خود ايشان به خود ظلم كردند . و از همين جا روشن مىشود كه در آيه شريفه هيچ دليلى وجود ندارد كه دلالت كند بر گفتار آن مفسرى « 2 » كه گفته است : « قومى كه خداى تعالى بر بنى اسرائيل مسلط كرد بندگانى مؤمن بوده‌اند » چون فرموده « ما برانگيختيم » ، و نيز فرموده « عده اى از بندگان خود را فرستاديم » . زيرا هيچيك از اين دو دليل دلالتى بر مؤمن بودن آنان ندارد ، اما اولى به خاطر اينكه

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 398 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 6 ص 398 به نقل از جبائى