السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

497

تفسير الميزان ( فارسي )

ترجمه آيات از تو از ذو القرنين پرسند . بگو : براى شما از او خبرى خواهم خواند ( 83 ) . ما به او در زمين تمكين داديم و از هر چيز وسيله اى عطا كرديم ( 84 ) . پس راهى را تعقيب كرد ( 85 ) . چون به غروبگاه آفتاب رسيد آن را ديد كه در چشمه اى گلآلود فرو مىرود و نزديك چشمه گروهى را يافت . گفتيم اى ذو القرنين يا عذاب مىكنى يا ميان آن طريقه اى نيكو پيش مىگيرى ( 86 ) . گفت : هر كه ستم كند زود باشد كه عذابش كنيم و پس از آن سوى پروردگارش برند و سخت عذابش كند ( 87 ) . و هر كه ايمان آورد و كار شايسته كند پاداش نيك دارد و او را فرمان خويش كارى آسان گوييم ( 88 ) . و آن گاه راهى را دنبال كرد ( 89 ) . تا به طلوعگاه خورشيد رسيد و آن را ديد كه بر قومى طلوع مىكند كه ايشان را در مقابل آفتاب پوششى نداده‌ايم ( 90 ) . چنين بود و ما از آن چيزها كه نزد وى بود به طور كامل خبر داشتيم ( 91 ) . آن گاه راهى را دنبال كرد ( 92 ) . تا وقتى ميان دو كوه رسيد مقابل آن قومى را يافت كه سخن نمىفهميدند ( 93 ) . گفتند : اى ذو القرنين ياجوج و ماجوج در اين سرزمين تباهكارند آيا براى تو خراجى مقرر داريم كه ميان ما و آنها سدى بنا كنى ( 94 ) . گفت : آن چيزها كه پروردگارم مرا تمكن آن را داده بهتر است مرا به نيرو كمك دهيد تا ميان شما و آنها حائلى كنم ( 95 ) . قطعات آهن پيش من آريد تا چون ميان دو ديواره پر شد گفت : بدميد تا آن را بگداخت گفت : روى گداخته نزد من آريد تا بر آن بريزم ( 96 ) . پس نتوانستند بر آن بالا روند ، و نتوانستند آن را نقب زنند ( 97 ) . گفت : اين رحمتى از جانب پروردگار من است و چون وعده پروردگارم بيايد آن را هموار سازد و