السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
492
تفسير الميزان ( فارسي )
خضر از آن نوشيد - اين قسمت را ساير روايات ندارند . و از جمله اختلافاتى كه در اين داستان هست اين است كه در چهار روايت صحيح مسلم ، بخارى ، نسايى ، و ترمذى ، و غير آنها آمده كه : ماهى به دريا افتاد و راه خود را پيش گرفت كه برود ، پس خداوند متعال آب را بر آن ماهى از جريان انداخت ، در نتيجه ماهى در قطعه اى از آب كه به صورت اطاقى درآمده بود محبوس شد . . . و در بعضى ديگر آمده كه موسى بعد از آنكه از سفر با خضر برگشت اثر حركت ماهى را ديد ، و آن را دنبال كرد ، هر جا كه مىرفت موسى هم روى آب مىرفت تا به جزيره اى از جزائر عرب رسيدند . و در حديث طبرى از ابن عباس آمده كه : او ، يعنى موسى ، برگشت تا نزد تخته سنگ رسيد ، در آنجا ماهى را ديد ، ماهى فرار كرد و در آب به اين سو و آن سو مىرفت و خود را به دريا مىزد . موسى هم او را دنبال نمود ، با عصاى خود به آب مىزد و آب كنار مىرفت تا او را بگيرد ، از اين به بعد ماهى هر جا كه از دريا مىگذشت خشك مىشد و مانند تخته سنگ مىگرديد « 1 » . . . بعضى از روايات هم اين قسمت را ندارد . اختلاف ديگر ، در محل ملاقات با خضر است ، در بيشتر روايات آمده كه موسى خضر را نزد تخته سنگ ديد . و در بعضى آمده كه ماهى را دنبال كرد تا بگيرد ، به جزيره اى از جزائر دريا رسيد ، آنجا خضر را ديدار كرد . و در بعضى آمده كه او را ديد كه روى آب نشسته ، و يا تكيه داده است . اختلاف ديگر در اين است كه آيا رفيق موسى هم با موسى و خضر بود يا آن دو وى را رها نموده پى كار خود رفتند ؟ . اختلاف ديگر در كيفيت سوراخ كردن كشتى و كيفيت كشتن آن كودك و در كيفيت بر پا داشتن ديوار و در گنج نهفته در زير آن است ، ليكن اكثر روايات دارد كه گنج مذكور لوحى از طلا بوده كه در آن مواعظى چند نوشته شده بوده . و در خصوص پدر صالح ظاهر بيشتر روايات اين است كه پدر بلافصل آن دو كودك بوده ولى در بعضى ديگر آمده كه جد دهمى و در بعضى هفتمى بوده . و در بعضى آمده كه ميان آن كودك و آن پدر صالح هفتاد پدر فاصله بوده . و در بعضى از روايات آمده كه هفتصد سال فاصله بوده . و اختلافات ديگرى از اين قبيل كه در جهات مختلف اين داستان وجود دارد . و در تفسير قمى از محمد بن بلال از يونس در نامه اى كه به حضرت رضا ( ع )
--> ( 1 ) تاريخ طبرى ، ج 1 ، ص 370 .