السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

490

تفسير الميزان ( فارسي )

بحث روايتى در تفسير برهان از ابن بابويه و او به سند خود از جعفر بن محمد بن عماره از پدرش از جعفر بن محمد ( ع ) روايت كرده كه در ضمن حديثى فرمود : خدا وقتى با موسى تكلم كرد ، تكلم كردنى ، و تورات را بر او نازل كرد و در الواح برايش از همه چيز موعظه و تفصيل بنوشت و معجزه اى در دست او و معجزه اى در عصاى او قرار داد ، و معجزه هايى در جريان طوفان و ملخ و قورباغه و سوسمار و خون و شكافته شدن دريا و غرق فرعون و لشگرش به دست او جارى ساخت طبع بشرى او بر آنش داشت كه در دل بگويد : گمان نمىكنم خدا خلقى آفريده باشد كه داناتر از من باشد ، به محضى كه اين خيال در دلش خطور نمود خداى عز و جل به جبرئيلش وحى كرد ، بنده‌ام را قبل از آنكه ( در اثر عجب ) هلاك گردد درياب و به او بگو كه در محل تلاقى دو دريا مرد عابدى است ، بايد او را پيروى كنى و از او تعليم بگيرى . جبرئيل بر موسى نازل شد و پيام خداى را به او رسانيد . موسى ( ع ) فهميد كه اين دستور به خاطر آن خيالى است كه در دل كرده ، لا جرم با همراه خود يوشع بن نون به راه افتاد تا به مجمع البحرين رسيدند . در آنجا به خضر برخوردند كه مشغول عبادت خداى عز و جل بود و قرآن كريم در اين باره فرموده * ( « فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناه رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَعَلَّمْناه مِنْ لَدُنَّا عِلْماً . . . » ) * « 1 » . مؤلف : اين حديث داستان را مفصل آورده و جزئيات مصاحبت موسى و خضر را كه قرآن كريم هم بازگو كرده شرح داده است . و عياشى داستان را در تفسيرش « 2 » به دو طريق و قمى « 3 » نيز به دو طريق يكى با سند و يكى بى سند روايت كرده‌اند . و الدر المنثور « 4 » آن را به طرق زيادى از ارباب جوامع از قبيل بخارى ، مسلم ، نسايى ، ترمذى و غير ايشان از ابن عباس و از ابى بن كعب از رسول خدا ( ص ) روايت كرده است . همه احاديث در آن مضمونى كه ما از حديث محمد بن عماره آورديم متفقند . و نيز در

--> ( 1 ) تفسير برهان ، ج 2 ، ص 472 . ( 2 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 330 و 332 . ( 3 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 37 و 38 . ( 4 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 229 .