السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
488
تفسير الميزان ( فارسي )
( ع ) نقل شده و در بحث روايتى آينده خواهد آمد ، چنين برمىآيد كه آن جناب پيغمبرى مرسل بوده كه خدا به سوى قومش مبعوثش فرموده بود ، و او مردم خود را به سوى توحيد و اقرار به انبياء و فرستادگان خدا و كتابهاى او دعوت مىكرده و معجزه اش اين بوده كه روى هيچ چوب خشكى نمىنشست مگر آنكه سبز مىشد و بر هيچ زمين بى علفى نمىنشست مگر آنكه سبز و خرم مىگشت ، و اگر او را خضر ناميدند به همين جهت بوده است و اين كلمه با اختلاف مختصرى در حركاتش در عربى به معناى سبزى است ، و گرنه اسم اصلىاش تالى بن ملكان بن عابر بن ارفخشد بن سام بن نوح است . . . مؤيد اين حديث در وجه ناميدن او به خضر مطلبى است كه در الدر المنثور از عده اى از ارباب جوامع حديث از ابن عباس و ابى هريره از رسول خدا ( ص ) نقل شده كه فرمود : خضر را بدين جهت خضر ناميدند كه وقتى روى پوستى سفيد رنگ نماز گزارد ، همان پوست هم سبز شد « 1 » . و در بعضى از اخبار مانند روايت عياشى « 2 » از بريد از يكى از دو امام باقر يا صادق ( ع ) آمده كه : خضر و ذو القرنين دو مرد عالم بودند نه پيغمبر . و ليكن آيات نازله در داستان خضر و موسى خالى از اين ظهور نيست كه وى نبى بوده ، و چطور ممكن است بگوييم نبوده در حالى كه در آن آيات آمده كه حكم بر او نازل شده است . و از اخبار متفرقه اى كه از امامان اهل بيت ( ع ) نقل شده برمىآيد كه او تا كنون زنده است و هنوز از دنيا نرفته . و از قدرت خداى سبحان هيچ دور نيست كه بعضى از بندگان خود را عمرى طولانى دهد و تا زمانى طولانى زنده نگهدارد . برهانى عقلى هم بر محال بودن آن نداريم و به همين جهت نمىتوانيم انكارش كنيم . علاوه بر اينكه در بعضى روايات از طرق عامه سبب اين طول عمر هم ذكر شده . در روايتى كه الدر المنثور از دارقطنى و ابن عساكر از ابن عباس نقل كردهاند چنين آمده كه : او فرزند بلا فصل آدم است و خدا بدين جهت زنده اش نگه داشته تا دجال را تكذيب كند « 3 » . و در بعضى ديگر كه در الدر المنثور از ابن عساكر از ابن اسحاق روايت شده نقل گرديده كه آدم براى بقاى او تا روز قيامت دعا كرده است « 4 » .
--> ( 1 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 234 . ( 2 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 303 . ( 3 و 4 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 234 .