السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
477
تفسير الميزان ( فارسي )
بلكه به طور اشاره به او گفت كه : تو استطاعت بر تحمل ديدن كارهاى مرا ندارى . و ثانيا وقتى موسى ( ع ) وعده داد كه مخالفت نكند امر به پيروى نكرد ، و نگفت : « خيلى خوب بيا » بلكه او را آزاد گذاشت تا اگر خواست بيايد ، و فرمود : « * ( فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي ) * - پس اگر مرا پيروى كردى » . و ثالثا به طور مطلق از سؤال نهيش نكرد ، و به عنوان صرف مولويت او را نهى ننمود بلكه نهى خود را منوط به پيروى كرد و گفت : « اگر بنا گذاشتى پيرويم كنى نبايد از من چيزى بپرسى » تا بفهماند نهيش صرف اقتراح نيست بلكه پيروى او آن را اقتضاء مىكند . * ( « فَانْطَلَقا حَتَّى إِذا رَكِبا فِي السَّفِينَةِ خَرَقَها قالَ أَ خَرَقْتَها لِتُغْرِقَ أَهْلَها لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً إِمْراً » ) * . كلمه « امر » - به كسر همزه - به معناى داهيه عظيم و مصيبت بزرگ است . و جمله « فانطلقا » تفريع بر مطلب قبلى است ، و مقصود از آن - روانه شدن - موسى و خضر است . از اين جمله برمىآيد كه از اينجا به بعد ديگر جوان همراه موسى با آن دو روانه نشده است . لام در جمله * ( « لِتُغْرِقَ أَهْلَها » ) * لام غايت است ، زيرا هر چند كه عاقبت سوراخ كردن كشتى غرق شدن است و قطعا خضر منظورش به دست آمدن اين غايت و نتيجه نبوده ، و ليكن بسيار مىشود كه عاقبت قهرى و ضرورى از باب ادعا و مجازا غايت منظور نظر گرفته مىشود ، چون شنونده و يا خواننده خود مىداند كه اين عاقبت منظور نظر نيست هم چنان كه بسيار مىشود كه مىگويى : فلانى ، آيا مىخواهى با انجام اين كار خودت را هلاك كنى ؟ . * ( « قالَ أَ لَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً » ) * . در اين جمله سؤال موسى ( ع ) را بى جا قلمداد نموده مىگويد : آيا نگفتم كه تو توانايى تحمل با من بودن را ندارى ؟ و با اين جمله همين گفته خود را كه در سابق نيز خاطر نشان ساخته بود مستدل و تاييد مىنمايد . * ( « قالَ لا تُؤاخِذْنِي بِما نَسِيتُ وَلا تُرْهِقْنِي مِنْ أَمْرِي عُسْراً » ) * . كلمه « رهق » به معناى احاطه و تسلط يافتن به زور است ، و « ارهاق » به معناى تكليف كردن است . و معناى جمله اين است كه مرا به خاطر نسيانى كه كردم و از وعده اى كه دادم غفلت نمودم مؤاخذه مكن و در كار من تكليف را سخت مگير . و چه بسا « 1 » نسيان را به ترك تفسير كنند ، ليكن تفسير اول روشنتر است ، و به هر حال جمله مورد بحث عذرخواهى موسى ( ع ) است .
--> ( 1 ) مجمع البيان ج 6 ص 484 و روح المعانى ج 15 ص 337 .