السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

470

تفسير الميزان ( فارسي )

گفته بعضى از مفسرين و قصه سرايان از اهل تاريخ ماخذى اصيل و قرآنى كه بتوان به آن استناد جست ندارد . و جدان حسى هم آن را تاييد نكرده و در هيچ ناحيه از نواحى كره زمين چنين چشمه اى يافت نشده است . و در باره آن جوانى كه همراه موسى ( ع ) بوده بعضى « 1 » گفته‌اند وصى او يوشع بن نون بوده ، و اين معنا را روايات هم تاييد مىكند . و بعضى « 2 » گفته‌اند : از اين جهت « فتى » ناميده شده كه همواره در سفر و حضر همراه او بوده است ، و يا از اين جهت بوده كه همواره او را خدمت مىكرده است . و اما آن عالمى كه موسى ديدارش كرد و خداى تعالى بدون ذكر نامش به وصف جميلش او را ستوده و فرموده : * ( « عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناه رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَعَلَّمْناه مِنْ لَدُنَّا عِلْماً » ) * اسمش - به طورى كه در روايات آمد - خضر يكى از انبياء معاصر موسى بوده است . و در بعضى « 3 » ديگر آمده كه خدا خضر را طول عمر داده و تا امروز هم زنده است . و اين مقدار از مطالب در باره خضر عيبى ندارد ، و قابل قبول هم هست ، زيرا عقل و يا دليل نقل قطعى بر خلافش نيست ، و ليكن به اين مقال اكتفاء نكرده‌اند ، و در باره شخصيت او در ميان مردم حرفهايى طولانى در تفاسير مطول آمده و قصه ها و حكاياتى در باره اشخاصى كه او را ديده‌اند نقل شده كه روايات راجع به آن خالى از اساطير قبل از اسلام و مطالب جعلى و دروغى نيست . * ( « وَإِذْ قالَ مُوسى لِفَتاه لا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُباً » ) * . ظرف « اذ » متعلق به مقدر است ، و جمله ، عطف است بر همان نقطه عطفى كه تذكيرهاى سه گانه سابق بدانجا عطف مىشد . و كلمه « لا ابرح » به معناى « لا ازال » است ، و اين كلمه از افعال ناقصه است كه خبرش به منظور اختصار حذف شده ، چون جمله * ( « حَتَّى أَبْلُغَ » ) * بر آن دلالت مىكند ، و تقدير آن چنين است : « لا ابرح امشى - مدام خواهم رفت ، و يا سير خواهم كرد » . و در باره اينكه مجمع البحرين كجاست ؟ بعضى « 4 » گفته‌اند : منتهى اليه درياى روم ( مديترانه ) از ناحيه شرقى ، و منتهى اليه خليج فارس از ناحيه غربى است ، كه بنا بر اين مقصود از مجمع البحرين آن قسمت از زمين است كه به يك اعتبار در آخر شرقى مديترانه و به اعتبار

--> ( 1 و 2 ) تفسير ابو الفتوح رازى ، ج 7 ، ص 355 . ( 3 ) روح المعانى ، ج 15 ، ص 320 . ( 4 ) منهج الصادقين ، ج 5 ، ص 365 .