السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

47

تفسير الميزان ( فارسي )

و در اين جمله التفاتى به كار رفته ، و آن را التفات از تكلم با غير ( ما ) به تكلم تنها ( من ) است اول فرمود : « ما قرار داديم » پس از آن فرمود : « غير من را وكيل نگيريد » و وجه آن بيان اين نكته است كه در اول به منظور تعظيم و همچنين به منظور حفظ وحدت سياق ، به صورت تكلم با غير ، آورده شد و اشكالى هم وارد نمىشد و اما اگر در دومى هم به همين صورت مىآورد و مىفرمود : « به غير ما وكلايى نگيريد » شنونده خيال مىكرد كه خدايان متعددند و اين با توحيدى كه خود سياق در مقام اثبات آنست مناسب نبود به همين جهت در خصوص اين جمله از سياق قبل صرفنظر نموده و جمله را به صيغه تكلم تنهايى آورد . و بعد از آنكه اين محذور بر طرف شد دوباره به سياق سابق عودت نموده و فرمود : * ( « ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنا » ) * . و اما چرا وكيل گرفتن غير خدا شرك است ؟ جهتش اين است كه وكيل آن كسى است كه شؤون ضرورى موكل خود را اصلاح نموده و به برآورده كردن حوائجش اقدام نمايد ، و چنين كسى غير از خداى سبحان نمىتواند باشد ، پس اگر كسى غير او پروردگارى اتخاذ كند در حقيقت غير خدا را وكيل اتخاذ نموده است . * ( « ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ إِنَّه كانَ عَبْداً شَكُوراً » ) * . « ذرية » به اين عنايت بر اولاد اطلاق مىشود كه آنها اولاد صغيرى هستند كه به پدران خود ملحق مىشوند ، و اگر در آيه شريفه به صداى بالا آمده بخاطر اختصاص است « 1 » . و اختصاص خود عنايت خاص متكلم را مىرساند و مىفهماند كه متكلم از اين حكمى كه در باره كلمه « ذريه » كرده بدين جهت بوده كه نسبت به آن عنايت خاصى داشته ، و بنا بر اين ، همين اختصاص به منزله تعليل بوده و خاصيت آن را دارد ، هم چنان كه به صداى بالا بودن كلمه : « اهل » در آيه : « يُرِيدُ اللَّه لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ » « 2 » همين خاصيت را افاده نموده و چنين معنا مىدهد : « خدا مىخواهد رجس را از شما ببرد به خاطر اينكه شما اهل بيت نبوت هستيد » . در آيه مورد بحث هم جمله * ( « ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ » ) * آيه قبلى خود را تعليل مىكند ،

--> ( 1 ) اختصاص يكى از نكات ادبى است و در نحو بابى دارد و منظور از آن اين است كه اعراب وصفى را به منظور افاده عنايت بيشتر عوض كنند و كلمه : « اخص » را تقدير بگيرند ، در آيه مورد بحث اگر اين عنايت نبود كلمه « ذرية » را بايد مجرور مىخوانديم تا عطف بر لام در بنى اسرائيل باشد و ليكن منصوب آمده تا اختصاص را برساند ( مترجم ) . ( 2 ) سوره احزاب ، آيه 33 .