السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
446
تفسير الميزان ( فارسي )
را كه به دستش از پيش كرده از ياد برده و ما بر دلهايشان پوششها نهادهايم كه آيه هاى ما را نمىفهمند و گوشهايشان را گران كرديم ، بنا بر اين اگر به سوى هدايتشان بخوانيم هرگز و هيچ وقت هدايت نيابند ( 57 ) . پروردگارت آمرزگار رحيم است ، اگر آنان را به اعمالى كه كردهاند مؤاخذه مىكرد در عذابشان تعجيل مىكرد ( چنين نيست ) بلكه موعدى دارند كه هرگز در قبال آن گريزگاهى نيابند ( 58 ) . اين دهكده ها هنگامى كه ستم كردند هلاكشان كرديم و براى هلاك كردنشان موعدى نهاديم ( 59 ) . بيان آيات اين آيات متصل به آيات قبل است و در پى همان آيات سير مىكند و به بيان اينكه « اين اسباب ظاهرى و زخارف فريبنده دنيوى كه زينت حيات هستند به زودى زوال و نابودى بر آنها عارض مىشود » مىپردازد ، و براى انسان روشن مىكند كه مالك نفع و ضرر خويش نيست ، و آنچه براى انسان مىماند همان عمل او است كه بر طبقش كيفر و يا پاداش مىبيند . در اين آيات ابتدا ، مساله قيام قيامت مطرح شده ، و بيان مىفرمايد كه هر انسانى تك و تنها بدون اينكه كسى به غير از عملش همراه او باشد محشور مىگردد ، و سپس مساله امتناع ابليس از سجده بر آدم و فسقش نسبت به امر پروردگار را ذكر مىكند كه پيروانش او و ذريه او را اولياى خود مىگيرند ، و به جاى خدا او را كه دشمن ايشان است سرپرست خود اتخاذ مىكنند . آن گاه دوباره مساله قيامت را عنوان مىكند كه در آن روز خداوند خود پيروان شيطان و نيز شيطانها را كه شريك خدايش گرفته بودند احضار مىكند ، در حالى كه رابطه ميان آنان قطع شده باشد . و در آخر آياتى چند در خصوص وعده و وعيد آمده و مجموع آيات از نظر هدف با آيات قبل متصل است . * ( « وَيَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبالَ وَتَرَى الأَرْضَ بارِزَةً وَحَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً » ) * . ظرف « يوم » متعلق به مقدرى است ، و تقدير كلام « و اذكر يوم نسير - به ياد آر روزى را كه به راه مىاندازيم » مىباشد ، و به راه انداختن كوه ها به اين است كه آنها را از جاى خود بركند . و خداى تعالى اين معنا را در چند جا با تعبيراتى مختلف بيان فرموده ، يك جا فرموده :