السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

442

تفسير الميزان ( فارسي )

تفسير با سياق آيه سازگار نيست . * ( « وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناه مِنَ السَّماءِ . . . » ) * اين دومين مثلى است كه در سابق بدان اشاره كرديم و گفتيم كه براى بيان حقيقت زندگى دنيا و زينتهاى سريع الزوال ، آن دو مثل را آورده . كلمه : « هشيم » كه بر وزن فعيل است ، به معناى « مهشوم » بر وزن مفعول است ، و به طورى كه راغب « 1 » گفته به معناى شكسته شدن چيزهاى سست و بى دوام از قبيل گياهان است . و كلمه « تذروه » از « ذرأ » به معناى تفريق و جدا كردن است . بعضى گفته‌اند : به معناى آوردن و بردن است ( مانند گياه شكسته و خشكى كه بادها از اين طرف به آن طرفش مىبرند ) . و اگر فرمود : « * ( فَاخْتَلَطَ بِه نَباتُ الأَرْضِ ) * - پس گياه زمين با آن مختلط شد » و نفرمود : « فاختلط بنبات الارض - با گياه زمين مختلط شد » براى اشاره به اين نكته است كه در تكوين گياهان آب از ساير عناصر بيشتر است ، و اگر با آب آسمان ساير آبها يعنى آب چشمه - سارها و نهرها را ذكر نكرد بدين جهت است كه مبدأ هر آب ديگرى همان آب آسمان است . و كلمه « اصبح » در آيه شريفه به طورى كه گفته‌اند به معناى « صار - شد » مىباشد ، نه اينكه بخواهد خبرى را كه داده مقيد به هنگام صبح كند . و معناى آيه اين است كه : براى اين فرو رفتگان در زينت حيات دنيا و روىگردانان از ياد پروردگار خود زندگى دنيا را به آبى مثل بزن كه ما از آسمان نازلش كرديم و گياهان زمين با اين باران مختلط گشته سبز و خرم گرديد و طراوت و بهجت يافت و به زيباترين شكلى نمودار گشت ، سپس هشيمى ( گياه خشكى ) شكسته شد كه بادها شاخه هاى آن را از هم جدا نموده به اين سو و آن سو مىبرد ، و خدا بر هر چيزى مقتدر است . * ( « الْمالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا . . . » ) * . اين آيه به منزله نتيجه گيرى از مثلى است كه در آيه قبل آورد ، و حاصلش اين است كه : هر چند كه دلهاى بشر علاقه به مال و فرزند دارد و همه ، مشتاق و متمايل به سوى آنند و انتظار انتفاع از آن را دارند و آرزوهايشان بر اساس آن دور مىزند و ليكن زينتى زودگذر و فريبنده هستند كه آن منافع و خيراتى كه از آنها انتظار مىرود ندارند ، و همه آرزوهايى را كه آدمى از آنها دارد برآورده نمىسازند بلكه صد يك آن را واجد نيستند . پس در اين آيه شريفه به

--> ( 1 ) مفردات راغب - ماده « هشم » .