السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

419

تفسير الميزان ( فارسي )

متضمن معناى نبا و علاء است كه وقتى گفته مىشود « نبت عنه عينه و علت عنه عينه » معنايش اين است كه « چشمش خواست آن را ببيند نتوانست » لذا به اين مناسبت و براى افاده اين معناى ضمنى با لفظ « عن » متعدى گرديد ، و اگر اين نبود جا داشت بفرمايد : « و لا تعدهم عيناك » « 1 » . و در جمله : * ( « وَلا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَه عَنْ ذِكْرِنا » ) * مراد از اغفال قلب ، مسلط كردن غفلت بر قلب است ، به اينكه ياد خداى سبحان را فراموش كند ، كه البته اين اغفال بر سبيل مجازات است ، چون ايشان با حق در افتادند و عناد ورزيدند ، و لذا خداى تعالى چنين كيفرشان داد كه ياد خود را از دلشان ببرد . آرى ، زمينه كلام در آيات مورد بحث چنين كسانى هستند ، نظير بيانى كه به زودى در ذيل آيات مىآيد و مىفرمايد : « إِنَّا جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوه وَفِي آذانِهِمْ وَقْراً وَإِنْ تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدى فَلَنْ يَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً » . بنا بر اين ، ديگر جايى براى اين حرف نمىماند كه بعضى گفته‌اند : آيه شريفه از ادله مساله جبر است ، و مىفهماند اين خدا است كه بندگان را مجبور به كفر و معصيت مىكند ، براى اينكه مجبور كردن به عنوان مجازات اجبار به اختيار است كه با اختيار منافات ندارد ، و نظير اجبارى است كه شخص سقوط كننده از هواپيما نسبت به افتادن دارد در آغاز به اختيار خود را انداخت ولى در وسط راه ديگر مجبور به افتادن است ، و اين جبر منافات با اين كه ما معتقد به اختيار باشيم ندارد ، آن جبرى منافى با اختيار است كه ابتدايى باشد . و ديگر هيچ حاجتى نيست به اينكه آيه را به خاطر اينكه سر از جبر در نياورد تاويل كنيم ، و مانند بعضى بگوييم منظور از جمله * ( « أَغْفَلْنا قَلْبَه » ) * « عرضنا قلبه للغفلة » است ، يعنى قلبش را در معرض غفلت قرار داديم . و يا بگوييم : معناى آن « صادفناه غافلا - به او در حالى كه غافل بود برخورديم » و يا « نسبناه الى الغفلة - او را به غفلت نسبت داديم » و يا بگوييم غفلت دادن به معناى اين است كه او را غفل يعنى بى علامت كند . و مراد از اينكه قلب او را بى علامت كرديم اين است كه مانند علامت قلوب مؤمنين آن را علامت نزديم و يا علامت قلوب مؤمنين را در آن نگذاشتيم و به همين جهت ملائكه كه همه مؤمنين را با آن علامت مىشناسند او را نمىشناسند ، هيچ يك از اين حرفها نه حرف خوبى است و نه لزوم دارد ، بلكه اغفال همان معناى خودش را دارد ، و با اختيار هم منافات ندارد . * ( « وَاتَّبَعَ هَواه وَكانَ أَمْرُه فُرُطاً » ) * - در مجمع البيان گفته : كلمه « فرط » به معناى تجاوز

--> ( 1 ) تفسير كشاف ، ج 2 ، ص 717 .