السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
413
تفسير الميزان ( فارسي )
در تعدادى از روايات مسلمين هم چنان كه بدان اشاره شد نيز همين معنا آمده است كه غار اصحاب كهف در اردن واقع شده . و ياقوت آنها را در معجم البلدان خود آورده است . و رقيم هم اسم دهى است نزديك به شهر عمان كه قصر يزيد بن عبد الملك در آنجا بوده است . البته قصر ديگرى هم در قريه اى ديگر نزديك به آن دارد كه نامش موقر است و شاعر كه گفته : يزرن على تنانيه يزيدا با كناف الموقر و الرقيم يعنى آن زمان بر بالاى آن كاخ يزيد را ديدار مىكنند در حالى كه موقر و رقيم در چشم انداز ايشان است . و شهر عمان امروزى هم در جاى شهر فيلادلفيا كه از معروفترين و زيباترين شهرهاى آن عصر بوده ساخته شده است ، و اين شهر تا قبل از ظهور دعوت اسلامى بوده ، و خود آن شهر و پيرامونش از اوائل قرن دوم ميلادى در تحت استيلاى حكومت روم بود تا آنكه سپاه اسلام سر زمين مقدس را فتح كرد . و حق مطلب اين است كه مشخصات غار اصحاب كهف با اين غار بهتر انطباق دارد تا غارهاى ديگر . غار سوم : غارى است كه در كوه قاسيون قرار دارد و اين كوه در نزديكىهاى شهر صالحيه دمشق است كه اصحاب كهف را به آنجا نيز نسبت مىدهند . غار چهارم : غارى است كه در بتراء يكى از شهرهاى فلسطين است كه اصحاب كهف را به آنجا نيز نسبت مىدهند . غار پنجم : غارى است كه به طورى كه گفتهاند در شبه جزيره اسكانديناوى در شمال اروپا كشف شده و در آنجا به هفت جسد سالم برخوردند كه در هيات روميان بوده احتمال دادهاند كه همان اصحاب كهف باشند . و چه بسا غارهاى ديگرى كه اصحاب كهف را به آنها نيز نسبت مىدهند ، هم چنان كه مىگويند نزديكيهاى شهر نخجوان يكى از شهرهاى قفقاز غارى است كه اهالى آن نواحى احتمال دادهاند كه غار اصحاب كهف باشد ، و مردم به زيارت آنجا مىروند . و ليكن هيچ شاهدى كه دلالت كند بر اين كه يكى از اين غارها همان غارى باشد كه در قرآن ياد شده در دست نيست ، علاوه بر اينكه مصادر تاريخى اين دو غار آخرى را تكذيب مىكند ، چون قصه اصحاب كهف على اى حال قصه اى است رومى و در تحت سلطه و سيطره روميان اتفاق افتاده ، و روميان حتى در بحبوحه قدرت و مجد و عظمتشان تا حدود قفقاز و اسكانديناوى تسلط نيافتند .