السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

404

تفسير الميزان ( فارسي )

محاوره و گفتگوى ايشان را نقل مىكند ، و در آن به معنا و علت قيام آنان اشاره مىنمايد و آن را توحيد و ثبات بر كلمه حق معرفى مىكند ، سپس اعتزال از مردم و دنبال آن وارد شدن به غار را مىآورد كه چگونه در آنجا به خواب رفتند در حالى كه سگشان هم همراهشان بود ، و روزگارى بس طولانى در خواب بودند . آن گاه بيدار شدن و گفتگوى بار دوم آنان را در خصوص اينكه چقدر خوابيده‌اند بيان نموده ، و در آخر نتيجه اى را كه خدا از اين پيش آورد خواسته است بيان مىكند . و سپس اين جهت را خاطر نشان مىسازد كه از چه راهى مردم به وضع آنان خبردار شدند ، و چه شد كه دوباره بعد از حصول غرض الهى به خواب رفتند . و اما ساختن مسجد بر بالاى غار ايشان جمله اى است ، كه كلام بدانجا كشيده شده ، و گرنه غرض الهى در آن منظور نبوده . و اما اينكه اسامى آنان چه بوده و پسران چه كسى و از چه فاميلى بوده‌اند . و چگونه تربيت و نشو و نما يافته بودند ، چه مشاغلى براى خود اختيار كرده بودند ، در جامعه چه موقعيتى داشتند ، در چه روزى قيام نموده و از مردم اعتزال جستند . و اسم آن پادشاهى كه ايشان از ترس او فرار كردند چه بوده ، و نيز اسم آن شهر چه بوده ، و مردم آن شهر از چه قومى بوده‌اند ؟ و اسم آن سگ كه همراهى ايشان را اختيار كرد چه بوده ، و اينكه آيا سگ شكارى بوده يا سگ گله ، و چه رنگى ؟ متعرض نشده است ، در حالى كه روايات با كمال خرده بينى متعرض آنها و نيز ساير امورى كه در غرض خداى تعالى كه همان هدايت است هيچ مدخليتى ندارد شده ، چرا كه اين گونه خرده ريزها در غرض تاريخ دخالت دارد و به درد دقتهاى تاريخى مىخورد . مطلب ديگر اينكه مفسرين گذشته وقتى شروع در بحث از آيات قصص مىكرده‌اند ، در صدد برمىآمده‌اند كه وجه اتصال آيات داستان را بيان نموده و براى اينكه داستانى تمام عيار و مطابق سليقه خود از آب در آورند از دو رو بر آيات نكات متروكى را استفاده نمايند ، و همين جهت باعث اختلاف تفسيرها شده ، چون نظريه و طرز استفاده آنان از دور و بر آيات مختلف بوده است ، و در نتيجه اين اختلاف كار به اينجا كه مىبينيم كشيده شده است . 2 - داستان اصحاب كهف از نظر قرآن : آنچه از قرآن كريم در خصوص اين داستان استفاده مىشود اين است كه پيامبر گرامى خود را مخاطب مىسازد كه « با مردم در باره اين داستان مجادله مكن مگر مجادله اى ظاهرى و يا روشن » و از احدى از ايشان حقيقت مطلب را مپرس . اصحاب كهف و رقيم