السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

387

تفسير الميزان ( فارسي )

آنها چه دستورى به ايشان داده بود ، و آنان چگونه از دستور او سر پيچيده اسلام را پذيرفته بودند ، و سرانجام كارشان چه شد « 1 » . و باز در همان كتاب از ابن ابى عمير از ابى بصير از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه فرمود : سبب نزول سوره كهف اين بود كه قريش سه نفر را به قبيله نجران فرستادند تا از يهوديان آن ديار مسائلى را بياموزند و با آن رسول خدا ( ص ) را بيازمايند ، و آن سه نفر نضر بن حارث بن كلده و عقبة بن ابى معيط و عاص بن وائل سهمى بودند . اين سه نفر به سوى نجران بيرون شده جريان را با علماى يهود در ميان گذاشتند . يهوديان گفتند سه مساله از او بپرسيد اگر آن طور كه ما مىدانيم پاسخ داد در ادعايش راستگو است ، و سپس از او يك مساله ديگر بپرسيد اگر گفت مىدانم بدانيد كه دروغگو است . گفتند : آن مسائل چيست ؟ جواب دادند كه از احوال جوانانى بپرسيد كه در قديم الايام بودند و از ميان مردم خود بيرون شده غايب گشتند . و در مخفيگاه خود خوابيدند ، چقدر خوابيدند ؟ و تعدادشان چند نفر بود ؟ و چه چيز از غير جنس خود همراهشان بود ؟ و داستانشان چه بود ؟ . مطلب دوم اينكه از او بپرسيد داستان موسى كه خدايش دستور داد از عالم پيروى كن و از او تعليم گير چه بوده ؟ و آن عالم كه بوده ؟ و چگونه پيرويش كرد ؟ و سرگذشت موسى با او چه بود ؟ . سوم اينكه از او سرگذشت شخصى را بپرسيد كه ميان مشرق و مغرب عالم را بگرديد تا به سد ياجوج و ماجوج برسيد ، او كه بود ؟ و داستانش چگونه بوده است . يهوديان پس از عرض اين مسائل جواب آنها را نيز به فرستادگان قريش داده گفتند : اگر اينطور كه ما شرح داديم جواب داد صادق است و گرنه دروغ مىگويد . پرسيدند آن يك سؤال كه گفتيد چيست ؟ گفتند از او بپرسيد قيامت چه وقت به پا مىشود ، اگر ادعا كرد كه من مىدانم چه موقع به پا مىشود دروغگو است ، و اگر گفت جز خدا كسى تاريخ آن را نمىداند راستگو است . فرستادگان قريش به مكه برگشتند و نزد ابو طالب جمع شدند و گفتند : پسر برادرت ادعا مىكند كه اخبار آسمانها برايش مىآيد ، ما از او چند مساله پرسش مىكنيم اگر جواب داد مىدانيم كه راستگو است و گرنه مىفهميم كه دروغ مىگويد . ابو طالب گفت : بپرسيد

--> ( 1 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 31 .