السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

380

تفسير الميزان ( فارسي )

آن را رد نكرده مانند كلامى كه از ابراهيم حكايت كرده كه گفت : « وَلا أَخافُ ما تُشْرِكُونَ بِه إِلَّا أَنْ يَشاءَ رَبِّي شَيْئاً » « 1 » و كلامى كه از شعيب نقل كرده كه گفت : « وَما يَكُونُ لَنا أَنْ نَعُودَ فِيها إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّه » « 2 » و نيز مانند آيه « ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّه » « 3 » كه كلام خود خداى تعالى است ، و همچنين آيات ديگر . پس آيه مورد گفتگوى ما نيز بايد بر معنايى حمل شود كه با اين مطلب موافق در آيد . يكى « 4 » ديگر از وجوهى كه در معناى استثناء مورد بحث گفته‌اند اين است كه استثناى مزبور از اعم اوقات است ، چيزى كه هست مفعول كلمه « يشاء » عبارت از قول است ، و معناى آيه اين است كه : هيچ وقت اين حرف را نزنيد مگر آنكه خدا بخواهد كه شما بزنيد . و مراد از خواستن خدا اذن او است ، يعنى حرفى نزنيد كه خدا اذن خود را در آن اعلام نكرده باشد . اشكال اين وجه اين است كه وقتى درست است كه چيزى در آن تقدير بگيريم ، و تقدير گرفتن دليل مىخواهد و در الفاظ آيه چيزى كه دلالت كند بر تقدير اعلام وجود ندارد ، و اگر هم تقدير نگيريم تكليف در آيه تكليف به مجهول خواهد بود . وجه ديگر « 5 » اين است كه استثناء مزبور براى ابدى كردن مطلب است ، نظير استثنايى كه در آيه « خالِدِينَ فِيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَالأَرْضُ إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ » « 6 » و بنا بر اين معناى آيه مورد بحث اين مىشود كه : ابدا چنين حرفى مزن . ليكن اين وجه با آيات بسيارى كه قبلا نقل كرديم كه افعال گذشته و آينده انبياء و ساير مردم را به خود ايشان نسبت داده منافات دارد ، بلكه در آن آيات پيغمبر خود را دستور مىدهد كه اعمال خود را به خودش نسبت دهد مثل اينكه فرموده : « فَقُلْ لِي عَمَلِي وَلَكُمْ عَمَلُكُمْ » « 7 » و مانند آيه « قُلْ سَأَتْلُوا عَلَيْكُمْ مِنْه ذِكْراً » « 8 » .

--> ( 1 ) من از آنچه به خدا شرك مىورزيد نمىترسم مگر آنكه خداى من چيزى بخواهد . سوره انعام آيه 80 . ( 2 ) ما را نمىرسد كه دوباره بدان برگرديم مگر آنكه خدا بخواهد . سوره اعراف ، آيه 89 . ( 3 ) هرگز نمىتوانند ايمان بياورند مگر آنكه خدا بخواهد . سوره انعام ، آيه 111 . ( 4 و 5 ) روح المعانى ، ج 15 ، ص 248 . ( 6 ) جاودانه در آن هستند ما دام كه آسمانها و زمين برقرارند مگر آنكه پروردگار تو عطائى غير مقطوع بخواهد . سوره هود ، آيه 108 . ( 7 ) سوره يونس ، آيه 41 . ( 8 ) بگو به زودى ذكرى از آن را برايتان مىخوانم . سوره كهف ، آيه 83 .