السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

368

تفسير الميزان ( فارسي )

گردد ، بعد از آن همه مردند ، و مردم گفتند بنائى بر غار آنان بسازيد ، كه پروردگارشان اعلم است . و در اينكه گفتند : « پروردگارشان اعلم است » اشاره است به اينكه آن جمعيت وقتى آنان را در غار ديدند باز بين خود اختلاف كردند و اختلافشان هر چه بوده بر سر امرى مربوط به اصحاب كهف بوده است ، زيرا كلام ، كلام كسى است كه از علم يافتن به حال آنان و استكشاف حقيقت حال مايوس باشد . و گويا بعضى از ديدن آن صحنه شبهه شان نسبت به قيامت زايل گشته آرامش خاطر يافتند ، و بعضى ديگر آن طور كه بايد قانع نشدند ، لذا طرفين گفته‌اند : بالأخره يا حرف ما است يا حرف شما ، هر كدام باشد سزاوار است ديوارى بر آنان بكشيم كه مستور باشند خدا به حال آنان آگاهتر است . پس جمله * ( « رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ » ) * از نظر هر يك از اين دو وجه معناى جداگانه اى به خود مىگيرد ، براى اينكه به هر حال اين جمله نسبت به جمله * ( « إِذْ يَتَنازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ » ) * كه دو وجه در معنايش آورديم تفرع دارد ، به طورى كه هر معنايى كه آن جمله به خود بگيرد در اين هم اثر مىگذارد ، اگر تنازع مستفاد از جمله * ( « إِذْ يَتَنازَعُونَ . . . » ) * تنازع و اختلاف در باره قيامت باشد يكى اقرار و يكى انكار كرده باشد ، قهرا معناى جمله مورد بحث ما نيز اين مىشود كه مردم در باره قيامت اختلاف نموده سر و صدا را انداخته بودند كه ناگهان ايشان را از داستان اصحاب كهف مطلع كرديم تا بدانند كه وعده خدا حق است و قيامت آمدنى است ، و شكى در آن نيست ، و ليكن مشركين با اينكه آيت الهى را ديدند دست از انكار برنداشتند و گفتند ديوارى بر آنان بسازيد تا مردم با آنان ارتباط پيدا نكنند چه از امر آنان چيزى براى ما كشف نشد و يقين پيدا نكرديم پروردگار آنان به حال آنان داناتر است . موحدين گفتند امر ايشان ظاهر شد ، و آيت آنان روشن گرديد ، و ما به همين آيت اكتفاء نموده ايمان مىآوريم ، و بر بالاى غار آنان مسجدى مىسازيم كه هم خدا در آن عبادت شود و هم تا آن مسجد هست اسم اصحاب كهف هم زنده بماند ، تا بدانند وعده خدا حق است ، و مراد از وعده خدا به طورى كه از سياق استفاده مىشود مساله معاد و قيامت است ، پس در حقيقت جمله * ( « وَأَنَّ السَّاعَةَ لا رَيْبَ فِيها » ) * عطف تفسيرى آن است . و ظرف « اذ » در جمله * ( « إِذْ يَتَنازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ » ) * ظرف براى « اعثرنا » و يا براى « ليعلموا » است . و كلمه « تنازع » به معناى تخاصم و دشمنى است . بعضى « 1 » گفته‌اند : اصل

--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 15 ، ص 233 .