السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
362
تفسير الميزان ( فارسي )
خريدارى كند تا با آن ارتزاق كنيد » بعضى « 1 » ديگر گفتهاند ضمير به كلمه « و رق » بر مىگردد ، آن گاه حرف « من » را بدلى گرفته و گفتهاند : معناى آيه اين است كه « بياورد رزقى بدل از پول » ، ولى اين احتمال بعيد است ، چون مستلزم تقدير گرفتن ضمير ديگرى است كه به جمله قبلى برگردد ، علاوه بر اينكه ضمير مورد گفتگو ضمير مذكر است ، و اگر به و رق بر مىگشت بايد مؤنث آورده مىشد ، به شهادت اينكه خود آيه قبلا و رق را مؤنث دانسته در باره اش اشاره مؤنث به كار برده و فرموده * ( « بِوَرِقِكُمْ هذِه » ) * . * ( « وَلْيَتَلَطَّفْ وَلا يُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَداً » ) * - « تلطف » به معناى اعمال لطف و رفق و اظهار مدارات است ، پس اينكه فرمود : * ( « وَلا يُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَداً » ) * عطفى است تفسيرى ، كه مىخواهد همان جمله قبلى را معنا كند ، و مقصود از اين كلام به طورى كه از سياق برمىآيد اين است كه بايد اين شخص كه مىفرستيد در اعمال نازك كارى و لطف با اهل شهر در رفتن و برگشتن و معامله كردن خيلى سعى كند ، تا مبادا خصومتى يا نزاعى واقع شود كه نتيجه اش اين شود كه مردم از راز و حال ما سردرآورند . بعضى « 2 » ديگر اينطور معنا كردهاند كه در معامله بسيار نازك كارى به خرج دهد . ولى كلام مطلق است و قيدى براى خصوص معامله در آن نيست . * ( « إِنَّهُمْ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِي مِلَّتِهِمْ وَلَنْ تُفْلِحُوا إِذاً أَبَداً » ) * . اين آيه امر به تلطف را تعليل نموده و مصلحتش را بيان مىكند . جمله * ( « يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ » ) * به معناى « يطلعوا عليكم - بر شما اطلاع يابند » است ، چون ظهور بر هر چيز اطلاع از آن و علم يافتن بدان و همچنين ظفر يافتن بر آن است ، و آيه شريفه به هر دو معنا هم تفسير شده ، و كلمه مذكور به طورى كه راغب « 3 » گفته از كلمه « ظهر » گرفته شده كه به معناى پشت و گرده آدمى است ، در مقابل شكم آدمى ، پس از آن بطور استعاره در خصوص گرده زمين استعمال نموده گفتند : « ظهر الارض - پشت زمين » در مقابل « بطن الارض - دل زمين » ، آن گاه « ظهور » از آن گرفته شده كه به معناى پيدايى و هويدايى است ، در مقابل « بطون » كه به معناى ناپيدايى است . چون بودن شخص در روى زمين ملازم است با ديدن و اطلاع يافتن و همچنين ميان بودن در روى زمين و ظفر يافتن و نيز ميان آن و غلبه يافتن ملازمه عادى هست ، و لذاست كه
--> ( 1 و 2 ) روح المعانى ، ج 15 ، ص 231 . ( 3 ) مفردات راغب ، ماده « ظهر » .