السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

328

تفسير الميزان ( فارسي )

* ( « الْحَمْدُ لِلَّه الَّذِي أَنْزَلَ . . . » ) * گفته‌اند : يعنى « بگوييد الحمد للَّه الذى نزل » صحيح نيست . * ( « وَلَمْ يَجْعَلْ لَه عِوَجاً » ) * - ضمير در « له » به كتاب برمىگردد ، و جمله مورد بحث جمله حاليه است از كتاب . و كلمه « قيما » آن گونه كه از كتاب فهميده مىشود حال بعد از حال است ، زيرا خداى تعالى در مقام ستايش خويش است از اين جهت كه كتابى نازل كرده و به صفت نداشتن اعوجاج متصف است ، و از اين جهت كه آن كتاب بر تامين مصالح جامعه بشرى قيم است . پس به هر دو صفت بذل عنايت شده ، آن هم بطورى مساوى ، و همين اقتضاء مىكند كه جمله مزبور حاليه باشد ، و « قيم » نيز حال دوم باشد . بعضى « 1 » از مفسرين گفته‌اند : جمله * ( « وَلَمْ يَجْعَلْ لَه عِوَجاً » ) * عطف است بر صله ، و كلمه « قيما » حال از ضمير در « له » است ، و معنايش اين است كه « و حمد آن خداى را كه براى كتاب در حالى كه قيم است اعوجاج قرار نداده » « 2 » و يا « قيما » منصوب به مقدرى است و معنايش اين است كه « و حمد آن خدايى را كه براى كتاب اعوجاج قرار نداده و آن را قيم قرار داده » و لازمه اين دو وجه اين است كه عنايت ميان اصل نزول و قيم بودن و بى اعوجاج بودن كتاب تقسيم شود ، و بر شما خواننده عزيز روشن شد كه اين خلاف عنايتى است كه مستفاد از سياق است . بعضى « 3 » ديگر از مفسرين گفته‌اند : در آيه شريفه تقديم و تاخير به كار رفته و تقدير آن « نزل الكتاب قيما و لم يجعل له عوجا » است و اين بدترين نظريه اى است كه در باره آيه ابراز شده ، وجه رد نظريه فوق اين است كه نفى اعوجاج در قرآن ، مقدم بر اثبات قيموميت است . زيرا عدم اعوجاج كمالى است كه قرآن فى نفسه دارد ، و قيموميت كمالى است كه قرآن به ديگران مىدهد و معلوم است كمال بر تكميل تقدم دارد . و اينكه كلمه « عوج » كه نكرده است و در سياق نفى قرار گرفته خود افاده عموميت مىكند ، پس قرآن كريم در تمامى احوال و از همه جهات مستقيم و بدون اعوجاج است . و در لفظش فصيح و در معنايش بليغ و در هدايت نمودنش موفق و حتى در حجتها و براهينش قاطع و در امر و نهيش خيرخواه ، و در قصص و اخبارش صادق و بدون اغراق و در قضاوتش فاصل ميان حق و باطل است . و همچنين از دستبرد شيطانها محفوظ و از اختلاف در

--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 15 ، ص 200 . ( 2 ) كشاف ، ج 2 ، ص 702 . ( 3 ) روح المعانى ، ج 15 ، ص 201 .