السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
28
تفسير الميزان ( فارسي )
مساله شكافتن سينه و شستشو و پاكيزه كردن آن و پر كردنش از ايمان و حكمت ، بيان يك حالت مثالى است كه آن جناب مشاهده كرده نه اينكه طشتى مادى و از طلا در كار باشد و هم چنان كه بعضىها پنداشتهاند مملو از امرى مادى بنام ايمان و حكمت شود بلكه همين پر كردن دل آن جناب از ايمان و حكمت ، خود قرينه اى است بر اينكه طشت هم امرى معنوى و مثالى بوده . اخبار معراج از اين گونه مشاهدات مثالى و تمثيلهاى روحى پر است و اين معنا در عده اى از اخبار معراجيه كه از طرق عامه نقل شده ديده مىشود ، و پر واضح است كه هيچ اشكالى هم ندارد . ظاهر اين روايت اين است كه معراج پيغمبر ( ص ) قبل از بعثت بوده كه هنوز وحى به او نازل نشده بود ديگر اينكه از آن بر مىآيد كه اين پيشامد در خواب بوده نه در بيدارى . اما اينكه قبل از بعثت بوده باشد احتمالى است كه معظم روايات وارده در معراج كه شايد از حد شمارش هم بيرون باشد آن را رد مىكند و علماى اين بحث نيز همه اتفاق نظر دارند بر اينكه معراج بعد از بعثت بوده . علاوه بر اين ، خود حديث هم با اين احتمال سازگار نيست ، و آن را دفع مىكند زيرا در آن آمده است كه در معراج پنجاه نماز و پس از چند نوبت گرفتن تخفيف ، به راهنمايى موسى ، پنج نماز واجب شده است ، و واجب شدن نماز قبل از نبوت چه معنايى دارد ؟ پس ناگزير بايد صدر حديث را كه داشت « قبل از آنكه به آن جناب وحى مىآمد نزد او آمدند » بر اين حمل كنيم كه ملائكه شبى قبل از شب بعثت آمدند و آن سخنان را با خود گفتند ، آن گاه شب بعد كه آن حضرت مبعوث به نبوت شده بود آمدند و به معراجش بردند . و در روايات ما اماميه « 1 » آمده است كه آن عده كه در شب معراج با آن جناب در مسجد خوابيده بودند عبارت بودند از حمزة بن عبد المطلب و جعفر و على دو فرزند ابى طالب . اما اينكه اين واقعه در شب معراج در عالم خواب اتفاق افتاده ممكن است . - البته بعيد است - بگوئيم كه مساله شكافتن سينه و شستشوى اندرون آن حضرت در خواب بوده ولى پس از آن بيدارش كرده و به معراجش بردهاند . ولى انصاف اين است كه ظهور اين روايت در اينكه تمامى جريانات معراج ، در خواب واقع شده بيشتر است ، و روايات بعدى هم دلالت بر آن دارد .
--> ( 1 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 13 .