السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

274

تفسير الميزان ( فارسي )

خداى سبحان را كه منسوب به خود او است و سلسله علل ، تخلل و واسطه نيستند خلق ديگرى ناميده . از همه آنچه كه گفته شد اين معنا به دست آمد كه امر عبارت است از كلمه ايجاد آسمانى يعنى فعل مختص به ذات او و اسباب و علل واسطه و تخلل نيستند و اين امر به مقياس زمان و مكان و هيچ خصيصه مادى ديگرى اندازه گيرى نمىشود . و در درجه دوم اين معنا را خاطر نشان مىسازد كه امر او در هر چيز عبارت است از ملكوت آن چيز ، و فراموش نشود كه ملكوت ، ابلغ از ملك است بنا بر اين براى هر موجودى ملكوتى و امرى است آن چنان كه فرمود : « أَ وَلَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَالأَرْضِ » « 1 » و نيز فرمود : « وَكَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَالأَرْضِ » « 2 » و نيز فرمود : « تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ » « 3 » . پس ، از آنچه گذشت اين معنا روشن گرديد كه امر خدا عبارت از كلمه ايجاد او است و كلمه ايجاد او همان فعل مخصوص به او است بدون اينكه اسباب وجودى و مادى در آن دخالت داشته و با تاثيرات تدريجى خود در آن اثر بگذارند اين همان وجود ما فوق نشاه مادى و ظرف زمان است و روح به حسب وجودش از همين باب است يعنى از سنخ امر و ملكوت است . و خداى سبحان امر روح را به اوصاف مختلفى توصيف فرموده يكى اينكه آن را به تنهايى ذكر كرده مانند آيه « يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلائِكَةُ صَفًّا » « 4 » و نيز مانند « تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْه . . . » « 5 » . از كلام خداى سبحان چنين بر مىآيد كه اين روح گاهى با ملائكه است هم چنان كه آيات زير بدان دلالت دارد كه مىفرمايد :

--> ( 1 ) آيا فكر و نظر در ملكوت و قواى آسمانها و زمين نمىكنند . سوره اعراف ، آيه 185 . ( 2 ) و همچنين ما بر ابراهيم ملكوت و باطن آسمانها و زمين راى ارائه داديم . سوره انعام ، آيه 75 . ( 3 ) در اين شب فرشتگان روح ( يعنى جبرئيل ) به اذن خدا ( بر امام زمان ) از هر فرمان ( و دستور الهى و سرنوشت خلق ) نازل گرداند . سوره قدر ، آيه 4 . ( 4 ) روزى كه آن فرشته بزرگ روح القدس با همه فرشتگان صف زده . سوره نبا ، آيه 38 . ( 5 ) فرشتگان به سوى عرش خدا بالا روند . سوره معارج ، آيه 4 .