السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
264
تفسير الميزان ( فارسي )
و اينكه بعضى گفتهاند سعادت و شقاوت دو امر ذاتى است كه هرگز از ذات تخلف نمىپذيرد ، و مانند جفت بودن عدد چهار و فرد بودن عدد سه است ، و يا اينكه گفتهاند مساله سعادت و شقاوت مربوط به قضاء مقرر شده ازلى است ، و مساله دعوت براى اتمام حجت است هم چنان كه فرمود : « لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَيَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ » « 1 » نه اينكه شقى را از شقاوت برگرداند و به اميد اين باشد كه كسى از آنچه در ازل برايش نوشته شده دست بردارد ، زيرا آنچه كه نوشته شده ، نوشته شده است و ديگر قابل تحول نيست ، حرف غلطى است . و جوابش همان اتمام حجتى است كه خود اعتراف كردند ، زيرا همين آيه شريفه مىرساند كه سعادت براى سعيد و شقاوت براى شقى ضرورى و غير قابل تغيير نيست ، آرى اگر از لوازم ذات بودند ديگر براى رساندن لازمه ذات به ذات ، حاجت و نيازى به حجيت نبود ، چون ذاتيات دليل و حجتبردار نيستند ، و همچنين اگر سعادت و شقاوت به قضاى حتمى لازم ذات شده باشند نه اينكه خود لازمه ذات باشند باز هم اتمام حجت لغو بود ، بلكه حجت به نفع مردم و عليه خداى تعالى مىبود ، چون او بود كه شقى را شقى خلق كرد و يا شقاوت را برايش نوشت ، پس همين كه مىبينيم خداى تعالى عليه خلق اقامه حجت مىكند ، بايد بفهميم كه هيچيك از سعادت و شقاوت ضرورى و لازمه ذات كسى نيست ، بلكه از آثار اعمال نيك و بد او و اعتقادات حق و باطل اوست . علاوه بر اين ما مىبينيم كه انسان به حكم فطرتش ( نه به سفارش غير ) براى رسيدن به مقاصدش به تعليم و تعلم و تربيت و انذار و تبشير و وعد و وعيد و امر و نهى و امثال آن دست مىزند ، و اين خود روشنترين دليل است بر اينكه انسان بالفطرة خود را مجبور به يكى از دو سرنوشت سعادت و شقاوت نمىداند ، بلكه خود را همواره در سر اين دو راه متحير مىبيند ، و احساس مىكند كه انتخاب هر يك كه بخواهد در اختيار و قدرت اوست ، و نيز احساس مىكند كه هر يك از آن دو را اختيار كند پاداشى مناسب آن خواهد داشت هم چنان كه خداى تعالى هم فرموده « وَأَنْ لَيْسَ لِلإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى وَأَنَّ سَعْيَه سَوْفَ يُرى ثُمَّ يُجْزاه الْجَزاءَ الأَوْفى » « 2 » . تا اينجا به يك نوع ارتباط اشاره شد كه عبارت بود از ارتباط ميان « اعمال » و « اخلاق » و « ذات » در اين ميان يك نوع ارتباط ديگرى است كه در ميان اعمال و ملكات
--> ( 1 ) سوره انفال ، آيه 42 . ( 2 ) و اين كه نيست مر آدمى را مگر جزاى آنچه خود سعى كرده و اين كه سعى خود را زود باشد كه در صحراى محشر ببيند پس جزا داده شود به آن سعى جزاى تمام . سوره نجم ، آيه 39 - 41 .