السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

231

تفسير الميزان ( فارسي )

كتاب امتها است ولى در آيه مورد بحث كتاب فرد فرد اشخاص است كه به دستشان داده مىشود ، آرى ظاهر * ( « فَمَنْ أُوتِيَ كِتابَه بِيَمِينِه » ) * همين است . و از جمله اقوال « 1 » يكى اين است كه : مراد از « امام » مادران است - كه امام را جمع ام بگيريم - به دليل اينكه در روايت آمده روز قيامت مردم را به اسم مادران صدا مىزنند پس معناى آيه اين است كه روزى كه مردم را به اسم مادرانشان صدا مىزنيم . اشكال اين وجه اين است كه با لفظ آيه جور نمىآيد ، زيرا در آيه فرموده : « مىخوانيم هر مردمى را با امامشان » و نفرموده « مىخوانيم مردم را با امامشان » و يا « مىخوانيم هر انسانى را با مادرش » و اگر واقعا منظور از امام مادران بودند جا داشت به يكى از دو تعبير آخرى فرموده باشد ، و آن روايتى هم كه گفتند بر طبق اين وجه هست به فرض كه صحيح باشد و قبولش كنيم تازه يك روايت مستقلى است كه ربطى به تفسير آيه ندارد . علاوه بر اين ، جمع بستن ام ( مادر ) به « امام » خود لغت نادرى است كه كلام خداى را بر چنين معناى نادر حمل نبايد كرد ، و زمخشرى هم در كشاف اين قول را از بدعتهاى تفاسير دانسته است « 2 » . و از آن جمله اين است كه گفته‌اند مراد از « امام » كسى است كه به او اقتداء شود ، چه عاقل باشد و چه غير عاقل چه حق و چه باطل ، بنا بر اين قول ، انبياء و اولياء و شيطان و رؤساى ضلالت و خود اديان حق و باطل و كتب آسمانى و كتب ضلال و سنتهاى اجتماعى از خوب و بد همه امامند ، بنا بر اين وجه شايد دعوت هر مردمى با امامشان كنايه از اين باشد كه هر تابعى در روز قيامت ملازم متبوع ، خويش است و « باء » « بامامهم » براى مصاحبه است . اشكال اين وجه همان اشكالى است كه به قول گذشته - كه مىگفت : ( مراد از « امام حق » پيغمبر است و مراد از « امام باطل » شيطان ) - كرديم ، آرى در آنجا گفتيم وقتى خود قرآن در اين كلمه عرف خاصى دارد نمىتوانيم حمل بر معناى عرفى و لغوى كنيم ، قرآن امام را در طرف هدايت ، عبارت مىداند از كسى كه به امر خدا هدايت مىكند ، و در طرف ضلالت مقتدا و پيشواى گمراهان قرار مىگيرد ، ممكن هم هست بگوئيم : « باء » در « بامامهم » باء آلت است ، و معناى آن اين است كه روزى كه هر طائفه اى به وسيله امامش

--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 15 ، ص 121 . ( 2 ) كشاف ، ج 2 ، ص 682 .