السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
228
تفسير الميزان ( فارسي )
و وقتى از ظاهر آيه استفاده مىشود كه براى هر طائفه اى از مردم امامى است غير از امام طائفه ديگر ، - چون امام را به جمعيتها نسبت داده و فرمود « امامهم » - لذا نمىشود مراد از « امام » همان امام در آيه لوح باشد ، براى اينكه در آنجا لوح محفوظ را يك امام ناميده كه دومى ندارد ، و مخصوص به طائفه معينى نيست . و نيز ظاهر آيه اين است كه آيه مورد بحث ، تمامى مردم - اعم از اولين و آخرين - را شامل است ، در سابق هم در تفسير آيه « كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّه النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ » « 1 » ، گفتيم كه اولين كتاب آسمانى كه مشتمل بر شريعتى تازه بود كتاب نوح است كه كتاب ديگرى قبل از آن نبوده ، و از اينجا معلوم مىشود كه نمىتوان مراد از امام در آيه مورد بحث را كتاب گرفت ، براى اينكه لازمه اش اين مىشود كه امتهاى قبل از نوح امام نداشته باشند ، چون كتاب نداشتند ، و حال آنكه ظاهرش اين است كه آنها هم امام داشتهاند . پس نتيجه اين مىشود كه بگوئيم : مراد از « امام هر طائفه » همان اشخاصى هستند كه مردم هر طائفه به آنها اقتداء و در راه حق و يا باطل از آنها پيروى مىكردهاند ، و قبلا هم گفتيم كه قرآن كريم هر دو مقتداء را امام خوانده ، و امام حق كسى را دانسته كه خداوند سبحان او را در هر زمانى براى هدايت اهل آن زمان برگزيده است ، حال چه اينكه پيغمبر بوده باشد مانند ابراهيم و محمد ( صلوات اللَّه عليهما ) ، و يا غير پيغمبر . و ما در تفسير آيه « وَإِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّه بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ » « 2 » تفصيل اين بحث را مطرح كرديم . چيزى كه هست از آيه اى كه در باره فرعون كه يكى از امامان ضلال و گمراهى است بحث مىكند يعنى از آيه « يَقْدُمُ قَوْمَه يَوْمَ الْقِيامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ » « 3 » ، و همچنين از آيه « لِيَمِيزَ اللَّه الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَيَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَه عَلى بَعْضٍ فَيَرْكُمَه جَمِيعاً فَيَجْعَلَه فِي جَهَنَّمَ » « 4 » و
--> ( 1 ) مردم يك گروه بودند خدا رسولان را فرستاد كه نيكوكاران را بشارت دهند به رحمت و غفرانش و بدان بترسانند از عذاب نيرانش و با پيامبران كتاب به راستى فرستاد . سوره بقره ، آيه 213 . ( 2 ) به ياد آر هنگامى كه خداوند ابراهيم را به امورى چند امتحان فرمود و او همه را به جاى آورد خداوند به دو گفت : من ترا به پيشواى خلق برگزينم ، ابراهيم عرض كرد اين پيشوايى را به فرزندان من نيز عطا فرمايى ، فرمود : كه عهد من هرگز به مردم ستمكار نخواهد رسيد . سوره بقره ، آيه 124 . ( 3 ) جلو قدم خود به راه مىافتد و ايشان را در آتش مىريزد . سوره هود : آيه 98 . ( 4 ) تا آنكه خدا پليد را از پاكيزه جدا سازد و پليدان را بعضى با بعضى ديگر درآميزد و با هم گرد آورد آن گاه همه را در آتش دوزخ افكند كه آنها زيانكاران عالمند . سوره انفال ، آيه 37 .