السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

22

تفسير الميزان ( فارسي )

جعفر ( ع ) به حج مشرف شدم كه آن سال هشام بن عبد الملك نيز به اتفاق نافع مولاى عمر بن خطاب مشرف بود . نافع نظرى به ابى جعفر ( ع ) انداخت در حالى كه در ركن بيت بود و مردم اطرافش جمع بودند ، نافع به هشام گفت يا امير المؤمنين ! اين كيست كه اينقدر مردم اطرافش را گرفته‌اند ؟ گفت : اين پيغمبر اهل كوفه محمد بن على است ، نافع گفت شاهد باش كه مىروم و از مسائلى پرسش مىكنم كه در جواب عاجز بماند ، سؤالاتى به ميان مىآورم كه جز پيغمبر و يا وصى پيغمبر و يا فرزند پيغمبر نمىتواند جواب بگويد ، گفت برو و سعى كن سؤالاتى را مطرح كنى تا شرمنده اش سازى . نافع نزديك آمد تا خود را به دوش مردم تكيه داده رو به ابى جعفر كرد و گفت : اى محمد بن على من تورات و انجيل و زبور و قرآن را خوانده‌ام و حلال و حرام آنها را ياد گرفته‌ام اينك آمده‌ام تا از تو سؤالاتى كنم كه جواب آنها را جز پيغمبران و يا اوصياى آنان نمىدانند ، راوى مىگويد امام ابى جعفر ( ع ) سرش را بلند كرد و فرمود بپرس هر چه را كه مىخواهى . نافع گفت به من بگو ببينم بين عيسى ( ع ) و خاتم الأنبياء چند سال فاصله بود ؟ فرمود نظريه خودم را بگويم يا رأى ترا ؟ عرض كرد هر دو را ، فرمود بنا به قول من پانصد سال فاصله شد و اما بنا بر قول تو ششصد سال بوده ، گفت : بگو ببينم معناى كلام خدا كه مىفرمايد : « وَسْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا أَ جَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ » « 1 » چيست ؟ و با اينكه بين رسول خدا ( ص ) و پيغمبر قبل او عيسى پانصد سال فاصله است اين سؤال را از كدام پيغمبر بكند ؟ . حضرت در جوابش اين آيه را تلاوت فرمود : * ( « سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِه لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بارَكْنا حَوْلَه لِنُرِيَه مِنْ آياتِنا » ) * و از جمله آياتى كه خداوند در بيت المقدس به او نشان داد اين بود كه خداوند انبياء و مرسلين اولين و آخرين را محشور نموده به جبرئيل دستور داد تا اذان و اقامه را دو تا دو تا بگويد ، و او در اذانش گفت حى على خير العمل آن گاه به انبياء نماز گزارد . و چون از نماز فارغ شد رو به ايشان كرده پرسيد شما به چه چيز شهادت مىدهيد

--> ( 1 ) از پيغمبرانى كه قبل از تو فرستاده‌ايم بپرس آيا ما به غير رحمان معبودهاى ديگرى قرار داديم كه مردم را بپرستند ؟ سوره زخرف ، آيه 45 .