السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
168
تفسير الميزان ( فارسي )
كه او شخصا متصدى قبض روح حيوانات نمىشود ، و آن را به بعضى از ملائكه زير دست خود واگذار مىكند ، زيرا ملائكه به هر حال واسطه هستند ، چنين نيست كه بدون وساطت آنان قبض روح صورت بگيرد . و نيز در همان كتاب آمده كه احمد از معاذ بن انس از رسول خدا ( ص ) روايت كرده كه وقتى از كنار مردمى عبور كرد كه روى اسبان و مركبهاى خود ايستاده بودند و مركبها در حال سير و كوچ بودند حضرت فرمود : حيوانات را سالم سوار شويد و سالم هم پياده گرديد ، و آنها را كرسى و تخت نشيمن خود مكنيد كه روى آنها نشسته در راهها و بازارها به قصه بپردازيد ، آرى چه بسيار مركبها كه از راكب خود بهترند ، و بيشتر ذكر خداى را مىگويند « 1 » . و در كافى به سند خود از سكونى از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه فرمود : حيوان بر صاحبش شش حق دارد 1 - بيش از طاقتش بار نكند 2 - پشت آن را مجلس و نشيمنگاه خود براى گفتگو قرار ندهد 3 - هر وقت در منزل پياده شد ابتداء به علف و آب آن بپردازد 4 - و از صورت ، آن را داغ نكند 5 - آن را نزند ، زيرا خداى را تسبيح مىگويد 6 - هر وقت از آب عبور داد آب را بر آن عرضه بدارد « 2 » . و در مناقب ابن شهر آشوب از علقمه و ابن مسعود روايت كرده كه گفتند : ما بارها شد كه در خدمت رسول خدا ( ص ) نشستيم تا غذا بخوريم صداى تسبيح از غذايى كه رسول خدا ( ص ) مىخورد مىشنيديم ، اين را نيز بودم كه روزى مكرز عامرى از آن جناب معجزه اى خواست حضرت 9 دانه ريگ را در دست گرفت و از آنها خواست تا خداى را تسبيح گويند ، و ما شنيديم كه ريگها تسبيح گفتند . و در حديث ابى ذر آمده كه وقتى ريگها را به زمين مىگذاشتند ساكت مىشد ، و چون در دست آن جناب قرار مىگرفت مشغول تسبيح مىشد . ابن عباس هم گفته است : ملوك حضرموت شرفياب حضور آن جناب شدند و گفتند : از كجا بدانيم شما رسول خدائيد ؟ حضرت مشتى از ريگهاى زمين را برداشت و فرمود : اين ريگها شهادت مىدهند ريگها اول شروع كردند به تسبيح خداى تعالى بعدا شهادت دادند به رسالت آن جناب « 3 » .
--> ( 1 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 183 . ( 2 ) فروع كافى ، ج 6 ، ص 537 ، ح 1 . ( 3 ) مناقب ، ج 1 ، ص 90 .