السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

160

تفسير الميزان ( فارسي )

* ( « فَسَيَقُولُونَ مَنْ يُعِيدُنا قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ » ) * . يعنى وقتى از استبعادشان جواب دهى آن وقت خواهند گفت : كيست كه ما را از صورت گرد و غبار دوباره به صورت انسان اولى در آورد ؟ در پاسخ بگو : خداى سبحان ، و آن وقت از ميان اوصاف خدا آن وصف را برايشان بيان كن كه در از بين بردن استبعادشان مؤثرتر باشد و ديگر جايى براى آن باقى نگذارد ، و آن وصف اين است كه : « خدا همان كسى است كه در مرتبه اول شما را خلق كرد در حالى كه آن روز استخوان پوسيده هم نبوديد » . پس اگر به جاى « بگو خدا » فرمود : « بگو آن كس كه . . . » براى اين بود كه با ذكر مثال امكان بعث را اثبات نموده استبعاد منكرين را از بين ببرد . * ( « فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُؤُسَهُمْ وَيَقُولُونَ مَتى هُوَ قُلْ عَسى أَنْ يَكُونَ قَرِيباً » ) * . راغب در مفردات مىگويد « انغاض » به اين معنا است كه كسى سر خود را با حالت غرور و خودخواهى در مقابل ديگرى تكان دهد « 1 » ، پس بنا به گفته راغب معنا چنين مىشود : و چون حجت خود را به گوششان برسانى و قدرت خداى را بر هر چيز و همچنين بر خلقت اولشان يادآورى كنى تازه سرهاشان را از باب مسخره كردن تكان خواهند داد و خواهند گفت : اين قيامت كى است ؟ ! بگو شايد نزديك باشد ، چون امرى است كه بر همه پوشيده است و راهى به سوى علم بدان نيست و از غيبهايى است كه جز خدا كسى نمىداند ، و ليكن اوصافش معلوم است ، چون خداوند آن اوصاف را بيان كرده ، و لذا در آيه بعدى به جاى آنكه وقت قيامت را بيان كند اوصاف آن را بيان مىفرمايد و چنين ادامه مىدهد : * ( « يَوْمَ يَدْعُوكُمْ فَتَسْتَجِيبُونَ بِحَمْدِه . . . » ) * . * ( « يَوْمَ يَدْعُوكُمْ فَتَسْتَجِيبُونَ بِحَمْدِه وَتَظُنُّونَ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا » ) * . كلمه « يوم » از اين نظر منصوب است كه ظرف و مفعول قيد فعلى است كه در تقدير است ، و تقديرش « و تبعثون يوم فلان » است ، و مقصود از دعوت در اين آيه ، آن نداى غيبى است كه همه را زنده مىكند ، و استجابت خلق هم همان قبول دعوت الهى و زنده شدن است ، و اينكه فرمود : « بحمده » حال است از فاعل « تستجيبون » يعنى استجابت مىكنيد در حالى كه سرگرم حمد خدائيد ، و زنده شدن و دوباره به وجود آمدن را فعل نيكى از خدا مىدانيد فعلى كه فاعلش بايد حمد و ثنا شود ، زيرا آن روز روزى است كه حقايق برايتان مكشوف مىشود ، و روشن مىگردد كه در حكمت الهى واجب بود مردم دوباره زنده شوند و

--> ( 1 ) مفردات راغب ، ماده « نغض » .