السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
156
تفسير الميزان ( فارسي )
را بيان مىكند فراهم مىسازد . و معناى آيه شريفه اين است كه وقتى تو قرآن مىخوانى و بر آنان تلاوت مىكنى ما ميان تو و ميان مشركين كه به آخرت ايمان ندارند - اين توصيف هم از در مذمت است - حجابى معنوى مىافكنيم كه از فهم آن محجوب مىشوند ، و ديگر نمىتوانند اسم خداى يگانه را بشنوند ، و تو را به رسالت حق بشناسند ، و به معاد ايمان آورده به حقيقت آن پى برند . مفسرين « 1 » در معناى * ( « حِجاباً مَسْتُوراً » ) * اقوال ديگرى دارند ، مثلا از بعضى از ايشان نقل شده كه گفتهاند كلمه مفعول ( مستور ) مفعول معمولى نيست ، بلكه براى نسبت است ، نظير اينكه مىگويند « رجل مرطوب » ( مردى داراى رطوبت ) و « مكان مهول » ( جاى وحشتناك ) و جاريه مغنوجة ( زنى داراى غنج ) ، در آيه شريفه هم آمده : « حجابى داراى ستر » ، و از همين باب است جمله « وَعْدُه مَأْتِيًّا » يعنى وعده اى كه محقق خواهد شد هر چند چنين نسبتى را بيشتر بايد با اسم فاعل آورد نه اسم مفعول ، مانند « لابن » و « تامر » ( مىگويند « شتر لابن » يعنى شتر شيردار و « نخل تامر » يعنى درخت خرمادار ) . از اخفش نقل شده كه گفته است : بسيار مىشود مفعول به معناى فاعل مىآيد ، مانند : « ميمون » و « مشئوم » كه به معناى « يامن » و « شائم » ( يمندار و نحوستدار ) است هم چنان كه بسيار مىشود كه اسم فاعل به معناى اسم مفعول مىآيد مانند « ماءٍ دافِقٍ » يعنى آبى مدفوق ( پراكنده شده ) با اين حال چه مىشود كه بگوئيم « مستور » در آيه هم به معناى « ساتر » است « 2 » . از بعضى « 3 » ديگر نقل شده كه گفتهاند اسناد « مستور » به « حجاب » اسنادى مجازى است ، براى اينكه مستور واقعى چيزى غير از حجاب است . از بعضى « 4 » ديگر نقل شده كه گفتهاند : اين طرز بيان از قبيل حذف و ايصال است ، و اصل آن « حجابا مستورا به الرسول عنهم » بوده ، يعنى حجابى كه با آن رسول خدا ( ص ) از ايشان پنهان مىشده . و بعضى ديگر گفتهاند : معناى جمله مذكور « حجابا مستورا بحجاب آخر » است ، و در حقيقت خداوند خواسته است بفرمايد كه : ما پرده هاى متعددى بين تو و ايشان مىافكنيم . بعضى « 5 » ديگر گفتهاند : معناى حجاب مستور حجابى است كه حجاب بودنش را هم
--> ( 1 و 2 ) تفسير فخر رازى ، ج 20 ، ص 222 . ( 3 و 4 ) روح المعانى ، ج 15 ، ص 87 و 88 . ( 5 ) كشاف ، ج 2 ، ص 670 .