السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

148

تفسير الميزان ( فارسي )

دارد كه ساحت عظمت خدا آن را تحمل نمىكند ، و آن اين است كه ملك خدا در معرض تهاجم غير قرار بگيرد ، و اصولا ملكش ملكى باشد كه به حسب طبع قابل سلب بوده و انتقالش به غير ، ممكن باشد . * ( « سُبْحانَه وَتَعالى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيراً » ) * . كلمه « تعالى » به معناى نهايت درجه علو است ، و به همين جهت مفعول مطلق يعنى « علوا » با وصف « كبيرا » توصيف شده ، و به كلام معناى « تعالى تعاليا » داده ، اين آيه خداى تعالى را از آنچه كه مشركين در باره اش گفته‌اند و خدايان ديگرى در مقابل او پنداشته‌اند و ملك او را قابل زوال دانسته‌اند منزه مىدارد . * ( « تُسَبِّحُ لَه السَّماواتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِه وَلكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ . . . » ) * . اين آيه و ما قبلش هر چند كه مانند آيه « وَقالُوا اتَّخَذَ اللَّه وَلَداً سُبْحانَه » « 1 » در مقام تعظيم و تنزيه خدا قرار دارد و ليكن در عين حال به وجهى به درد حجت قبلى نيز مىخورد ، و تقريبا مقدمه اى را مىماند كه حجت نامبرده را يعنى جمله * ( « لَوْ كانَ مَعَه آلِهَةٌ كَما يَقُولُونَ » ) * را تكميل مىكند ، چه حجت مزبور به اصطلاح منطق يك قياس استثنايى است ، و آنكه به منزله استثناء است مساله تسبيح موجودات براى خداى سبحان است كه آيه مورد بحث متضمن آن است ، و صورت اين قياس چنين است ، اگر چنانچه با خداى تعالى خدايان ديگرى هم مىبود ، هر آينه ملك و سلطنتش در معرض نزاع و هجوم قرار مىگرفت و ليكن ملك آسمانها و زمين و هر چه كه در آنها است خداى را از بودن آلهه ديگر منزه مىدارد ، و شهادت مىدهد بر اينكه خداوند در ملك شريكى ندارد ، و جز از خود او آغاز نشده ، و جز به سوى خود او منتهى نمىشود ، و جز به ذات او متقوم نيست ، و از در خضوع جز او را سجده نمىكند ، پس معلوم مىشود كه كسى جز او مالك نبوده و صلاحيت ملك را ندارد ، پس رب ديگرى غير او نيست . ممكن هم هست كه اين دو آيه يعنى آيه * ( « سُبْحانَه وَتَعالى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيراً » ) * و آيه * ( « تُسَبِّحُ لَه السَّماواتُ . . . » ) * روى هم معناى استثناى در قياس مزبور را بدهند ، و تقدير اين باشد : اگر با او آلهه ديگرى مىبود حتما در مقام غلبه بر او و عزل او و گرفتن ملك او بر مىآمدند ، و ليكن خداى سبحان را هم ذات فياضش كه قوام هر چيز به او است او را تنزيه نموده و ربوبيتش را جدا شدنى از او و قابل انتقال به غير او نمىداند و هم ملك او كه همان

--> ( 1 ) سوره بقره ، آيه 116 .