السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

134

تفسير الميزان ( فارسي )

دارد ، و سنگينى بار ايشان است « 1 » . و در تفسير عياشى از ابى ولاد الحناط روايت كرده كه گفت : از امام صادق معناى آيه * ( « وَبِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً » ) * را پرسيدم ، فرمود : يعنى با پدر و مادر نيكو معاشرت كنى و وادارشان مكنى كه مجبور شوند در حوائجشان از تو چيزى بخواهند ( بلكه قبلا برايشان فراهم كنى ) هر چند كه خود بى نياز از آن باشند مگر نشنيدى كه خداى تعالى فرموده : « لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ » به خير و احسان نمىرسيد مگر زمانى كه از آنچه كه دوست مىداريد انفاق كنيد آن گاه امام ( ع ) فرمود : اما اينكه فرمود : * ( « إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ » ) * معنايش اين است كه اگر خسته ات كردند به ايشان اف نگويى و اگر تو را زدند * ( « وَلا تَنْهَرْهُما » ) * ايشان را نرنجانى * ( « وَقُلْ لَهُما قَوْلًا كَرِيماً » ) * يعنى در عوض بگويى خدا شما را بيامرزد ، اين است قول كريم تو ، * ( « وَاخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ » ) * يعنى ديدگان خود از نگاه پر مكنى مگر به نگاه از رحمت و رقت ، و صداى خود بلندتر از صداى ايشان و دست خود ما فوق دست ايشان بلند مكنى و در راه از ايشان جلو نيفتى « 2 » . مؤلف : اين روايت را كلينى نيز در كافى به سند خود از ابى ولاد الحناط از آن جناب نقل كرده است « 3 » . و در كافى به سند خود از حديد بن حكيم از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه فرمود : كمترين عقوق والدين « اف گفتن » است ، و اگر خداى تعالى از اين كمتر را سراغ داشت از آن نيز نهى مىكرد « 4 » . مؤلف : همچنين اين روايت را به سند ديگر از امام صادق ( ع ) نقل كرده و نيز همين معنا را به سند خود از ابى البلاد از آن حضرت روايت كرده است « 5 » ، و عياشى هم همان را در تفسير خود از حريز از آن جناب نقل نموده ، و طبرسى در مجمع البيان از حضرت رضا ( ع ) و آن حضرت از پدرش و پدرش از آن جناب امام صادق ( ع ) نقل كرده است « 6 » ، و روايات در نيكى به پدر و مادر و حرمت عقوق چه در زندگى ايشان

--> ( 1 ) احتجاج ، ج 2 ، ص 198 ، ط نجف . ( 2 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 285 ، ح 39 . ( 3 ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 157 ، ح 1 . ( 4 ) اصول كافى ، ج 2 ص 348 ، ح 1 . ( 5 ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 349 ، ح 7 - 9 . ( 6 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 409 .