السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
127
تفسير الميزان ( فارسي )
معرفت آن راهنما و آن طبيب و آن مهندس و مكانيسين اعتماد داشته باشد . از اينجا نتيجه مىگيريم كه انسان سليم الفطرة در مسير زندگيش هيچوقت از پيروى علم منحرف نمىشود ، و دنبال ظن و شك و وهم نمىرود ، چيزى كه هست يا در مسائل مورد حاجت زندگيش شخصا علم و تخصص دارد كه همان را پيروى مىكند ، و يا علم كسى را پيروى مىكند كه وثوق و اطمينان و يقين به صحت گفته هاى وى دارد ، هر چند اينچنين يقين را در اصطلاح برهان منطقى ، علم نمىگويند . پس در هر مرحله اى از زندگى وقتى مساله اى براى انسان پيش مىآيد به آن علم دارد ، يا علم به خود مساله و يا علم به وجوب عمل ، بر طبق دليل علمى كه در دست دارد ، بنا بر اين بايد آيه شريفه * ( « وَلا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِه عِلْمٌ » ) * را به چنين معنايى ناظر دانست ، پس اگر دليل علمى قائم شد بر وجوب پيروى از ظنى مخصوص ، پيروى آن ظن هم پيروى از علم خواهد بود . در نتيجه معناى آيه اين مىشود كه : در هر اعتقاد يا عملى كه تحصيل علم ممكن است ، پيروى از غير علم حرام است ، و در اعتقاد و عملى كه نمىشود به آن علم پيدا كرد زمانى اقدام و ارتكاب جائز است كه دليل علمى آن را تجويز نمايد ، مانند اخذ احكام از پيغمبر و پيروى و اطاعت آن جناب در اوامر و نواهى كه از ناحيه پروردگارش دارد ، و عمل كردن مريض طبق دستورى كه طبيب مىدهد ، و مراجعه به صاحبان صنايع در مسائلى كه بايد به ايشان مراجعه شود ، زيرا در همه اين موارد ، دليل علمى داريم بر اينكه آنچه اينان مىگويند مطابق با واقع است . ادله عصمت انبياء ( ع ) دليل علمى هستند بر اينكه آنچه رسول خدا دستور مىدهد - چه اوامرش و چه نواهيش - همه اش مطابق با واقع است ، و هر كس كه دستورات وى را عمل نمايد به واقع رسيده است ، و همچنين دليل علمى كه بر خبره بودن و حاذقيت طبيب و يا صاحبان صنايع در صنعتشان به دست آوردهايم خود حجتى است علمى بر اينكه هر كس به ايشان مراجعه نموده و به دستوراتشان عمل نمايد به واقع رسيده است . و اگر اقدام بر عمل ، بر طبق حجت علمى كه اقدام را واجب كند اقدام و پيروى علم نبود آيه شريفه از دلالت بر مدلول خود به كلى قاصر بود ، براى اينكه ما مفاد خود آيه را با يك دليل علمى درك مىكنيم كه خود آن ظنى بيش نيست ، و آن ظهور لفظى است كه بيش از ظن و گمان را نمىرساند ، و ليكن دليل قطعى داريم بر اينكه پيروى اين ظن واجب است ، و آن دليل قطعى عبارت است از بناى عقلا بر حجيت ظهور ، پس اگر پيروى از علم تنها به آن معنا بود كه در هر مساله خود انسان علم پيدا كند ، پيروى ما از ظاهر آيه پيروى علم نبود ، زيرا