السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
121
تفسير الميزان ( فارسي )
است ، و معنايش اين است كه آيا شما در آميختن با زنان را كه راه بقاى نسل مىباشد و نظام جامعه خانوادگى را كه محكمترين وسيله است براى بقاى مجتمع مدنى به وجود مىآورد از هم مىگسليد ؟ . آرى با باز شدن راه زنا روز به روز ميل و رغبت افراد به ازدواج كمتر مىشود ، چون با اينكه مىتواند از راه زنا حاجت جنسى خود را برآورد داعى ندارد اگر مرد است محنت و مشقت نفقه عيال و اگر زن است زحمت حمل جنين و تربيت او را تحمل نموده و با محافظت و قيام به واجبات زندگيش ، جانش به لب برسد ، با اينكه غريزه جنسى كه محرك و باعث همه اينها است از راه ديگر هم اقناع مىشود ، بدون اينكه كمترين مشكل و تعبى تحمل كند ، هم چنان كه مىبينيم دختر و پسر جوان غربى همين كار را مىكند ، و حتى به بعضى از جوانهاى غربى گفتهاند كه چرا ازدواج نمىكنى ؟ در پاسخ گفته است : چكار به ازدواج دارم ، تمام زنهاى اين شهر از آن من مىباشد ! ديگر ازدواج چه نتيجه اى دارد ؟ تنها خاصيت آن مشاركت و همكارى در كارهاى جزئى خانه است كه آن هم مانند ساير شركتها است كه با اندك بهانه اى منجر به جدايى شريكها از همديگر مىشود و اين مساله امروزه به خوبى در جوامع غربى مشهود است . و اينجاست كه مىبينيم ازدواج را به يك شركت تشبيه كردهاند كه بين زن و شوهر منعقد مىشود و آن را تنها غرض و هدف ازدواج مىشمارند ، بدون اينكه حسابى براى توليد نسل و يا برآوردن خواسته هاى غريزه باز كنند ، بلكه اينها را از آثار مترتبه و فرع بر شركت در زندگى مىدانند ، در نتيجه اگر توافق در اين شركت ادامه يافت كه هيچ و گرنه از اولاد و مساله غريزه طبيعى صرفنظر مىكنند . همه اينها انحرافهايى است از راه فطرت ، و ما اگر در اوضاع و احوال حيوانات و انواع مختلف آنها دقت كنيم خواهيم ديد كه حيوانات غرض اصلى و بالذات از ازدواج را ، ارضاء غريزه تحريك شده ، و پديد آوردن نسل و ذريه مىدانند . هم چنان كه دقت در وضع انسان در اولين بارى كه اين تمايل را در خود احساس مىكند ما را به اين حقيقت مىرساند كه هدف اصلى و تقدمى كه او را به اين عمل دعوت مىكند همان ارضاء غريزه است ، كه مساله توليد نسل دنبال آن است . و اگر محرك انسان به اين سنت طبيعى ، مساله شركت در زندگى و تعاون در ضروريات حيات ، از خوراك و پوشاك و آشيانه و امثال آن بود ، ممكن بود مرد اين شركت را با مردى مثل خود ، و زن با زنى مثل خود برقرار كند ، و اگر چنين چيزى ممكن بود و دعوت