السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
119
تفسير الميزان ( فارسي )
سنت او را سراغ مىدهد سنت ازدواج را هم كه خود يك نوع اختصاص و رابطه ميان زن و شوهر است سراغ مىدهد ، همه اينها ادله مدعاى ما است ، زيرا اگر غريزه ، تناسل بشر را به اين كار وا نمىداشت بايد تاريخ سراغ دهد كه در فلان عصر نظامى در ميان زن و شوهرها نبوده ، آرى مساله اختصاص يك زن به شوهر خود ، اصلى طبيعى است كه مايه انعقاد جامعه انسانى مىگردد ، و جاى هيچ ترديد نيست كه ملتهاى گوناگون بشرى در گذشته هر چند هم كه داراى افراد فراوان بودهاند بالأخره به مجتمعات كوچكى به نام خانواده منتهى مىشدند . همين اختصاص باعث شده كه مردان ، زنان خود را مال خود بدانند ، و عينا مانند اموال خود از آن دفاع كنند ، و جلوگيرى از تجاوز ديگران را فريضه خود بدانند همانطور كه دفاع از جان خود را فريضه مىدانند ، بلكه دفاع از عرض را واجبتر دانسته گاهى جان خود را هم بر سر عرض و ناموس خود از دست بدهند . و همين غريزه دفاع از اغيار است كه در هنگام هيجان و فورانش غيرتش مىنامند و به كسى كه نمىگذارد به ناموسش تجاوز شود غيرتمند مىگويند ، و نمىگويند مردى است بخيل . باز به همين جهت است كه مىبينيم در همه اعصار نوع بشر نكاح و ازدواج را مدح كرده و آن را سنت حسنه دانسته ، و زنا را نكوهش نموده فى الجمله آن را عملى شنيع معرفى كردهاند و گناهى اجتماعى و عملى زشت دانستهاند ، بطورى كه خود مرتكب نيز آن را علنى ارتكاب نمىكند ، هر چند بطورى كه در تاريخ امم و اقوام ديده مىشود در بعضى از اقوام وحشى آن هم در پاره اى از اوقات و در تحت شرائطى خاص در ميان دختران و پسران و يا بين كنيزان معمول بوده است . پس اينكه مىبينيم تمامى اقوام و ملل در همه اعصار اين عمل را زشت و فاحشه خواندهاند براى اين بوده كه مىفهميدند اين عمل باعث فساد انساب و شجره هاى خانوادگى و قطع نسل و ظهور و بروز مرضهاى گوناگون تناسلى گشته و همچنين علاوه بر اين باعث بسيارى از جنايات اجتماعى از قبيل آدمكشى و چاقوكشى و سرقت و جنايت و امثال آن مىگردد ، و نيز باعث مىشود عفت و حياء و غيرت و مودت و رحمت در ميان افراد اجتماع جاى خود را به بىعفتى و بىشرمى و بىغيرتى و دشمنى و شقاوت بدهد . با همه اينها ، تمدنى كه ممالك غربى در اين اعصار به وجود آوردهاند ، از آنجايى كه صرفا بر اساس لذتجويى و عياشى كامل و برخوردارى از مزاياى زندگى مادى و نيز آزادى افراد در همه چيز بنا نهاده شده و آزادى را جز در آن امورى كه مورد اعتناى قوانين مدنى است سلب نكرده و حتى كار را به جايى رساندهاند كه تمامى آداب قومى و مرزهاى دينى و