السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
117
تفسير الميزان ( فارسي )
بوده « 1 » و ليكن ظاهرا اين حرف صحيح نباشد ، زيرا مساله دختركشى يك عنوان مستقلى است كه آيات مستقل ديگرى مخصوص نهى از آن و حرمت آن آمده ، مانند آيه : « وَإِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ » « 2 » ، و آيه « وَإِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالأُنْثى ظَلَّ وَجْهُه مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ يَتَوارى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِه أَ يُمْسِكُه عَلى هُونٍ أَمْ يَدُسُّه فِي التُّرابِ أَلا ساءَ ما يَحْكُمُونَ » « 3 » . و اما آيه مورد بحث و امثال آن ، به طور كلى از كشتن اولاد از ترس فقر و ندارى نهى مىكند ، و داعى نداريم كه اولاد را حمل بر خصوص دختران كنيم با اينكه اعم از دختر و پسر است ، و نيز هيچ موجبى نيست كه جمله « أَ يُمْسِكُه عَلى هُونٍ » را حمل بر ترس از فقر و فاقه كنيم ، با اينكه مىدانيم هون با فقر در معنا متغايرند . پس حق مطلب همين است كه بگوئيم از آيه مورد بحث كشف مىشود كه عرب غير از مساله دختركشى ( وأد ) يك سنت ديگرى داشته كه به خيال خود با آن عمل هون و خوارى خود را حفظ مىكردند ، و آن اين بوده است كه از ترس خوارى و فقر و فاقه فرزند خود را - چه دختر و چه پسر - مىكشته ، و آيه مورد بحث و نظائر آن از اين عمل نهى كرده است . * ( « وَلا تَقْرَبُوا الزِّنى إِنَّه كانَ فاحِشَةً وَساءَ سَبِيلًا » ) * . اين آيه از زنا نهى مىكند و در حرمت آن مبالغه كرده است ، چون نفرموده اين كار را نكنيد ، بلكه فرموده نزديكش هم نشويد ، و اين نهى را چنين تعليل كرده كه اين عمل فاحشه است ، و زشتى و فحش آن صفت لا ينفك و جدايى ناپذير آن است ، به طورى كه در هيچ فرضى از آن جدا نمىشود ، و با تعليل ديگر كه فرمود : * ( « وَساءَ سَبِيلًا » ) * فهماند كه اين روش روش زشتى است كه به فساد جامعه ، آن هم فساد همه شؤون اجتماع منجر مىشود ، و به كلى نظام اجتماع را مختل ساخته و انسانيت را به نابودى تهديد مىكند ، و در آيه اى ديگر در عذاب مرتكبين آن مبالغه نموده و در ضمن صفات مؤمنين فرموده « وَلا يَزْنُونَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ يَلْقَ أَثاماً يُضاعَفْ لَه الْعَذابُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَيَخْلُدْ فِيه مُهاناً إِلَّا مَنْ تابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صالِحاً » « 4 » .
--> ( 1 ) كشاف ، ج 2 ، ص 664 . ( 2 ) و روزى كه از دختر زنده به گور بازخواست مىشود كه به چه گناهى كشته شد . سوره تكوير ، آيه 9 . ( 3 ) چون يكى از آنان را به فرزند دخترى مژده آيد از شدت غم و حسرت رخسارش سياه شده و سخت دلتنگ مىشود و از اين عار روى از قوم خود پنهان مىدارد و بفكر افتد كه آيا آن دختر را با ذلت و خوارى نگهدارد و يا زنده به خاك گور كند ( عاقلان ) آگاه باشيد كه آنها بسيار بد حكم مىكنند . سوره نحل ، آيه 58 و 59 . ( 4 ) سوره فرقان ، آيه 68 .