السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
107
تفسير الميزان ( فارسي )
خونريزى از حد تجاوز كند كه كشته بىگناه به وسيله قانون يارى شده ( 33 ) . به مال يتيم هم نزديك مشويد مگر به نحوى كه تصرف در آن بهتر باشد براى يتيم از تصرف نكردن ، ( و هم چنان مال او را نگه داريد ) تا به حد رشد برسد ، و ( نيز ) به عهد خود وفا كنيد ، كه از عهدها نيز بازخواست خواهيد شد ( 34 ) . و چون ترازودارى مىكنيد كيل تمام بدهيد و با وزنى مستقيم و يكسان بدهيد و بستانيد اين هم ( براى دنيايتان ) خوبست و هم در آخرت عاقبت بهترى دارد ( 35 ) . دنبال چيزى را كه بدان علم ندارى مگير كه گوش و چشم و دل در باره همه اينها روزى مورد بازخواست قرار خواهى گرفت ( 36 ) . در زمين با نخوت و غرور قدم مزن تو نه مىتوانى زمين را بشكافى و نه به بلندى كوه ها مىرسى ( خلاصه نمىتوانى هر چه بخواهى بكنى ) ( 37 ) . همه اينها گناهش نزد پروردگارت كيفر بد دارد ( 38 ) . اينها از جمله وحىهايى است كه پروردگارت از حكمت بسويت فرستاد و ( نيز ) با خداى تعالى خدايانى ديگر مگير تا ملامت زده و رانده از رحمت خدا به جهنم نيفتى ( 39 ) . بيان آيات اين آيات بعضى از كليات دين را ذكر مىكند ، و در حقيقت دنباله آيه شريفه « إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ . . . » است . * ( « وَقَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاه » ) * . جمله * ( « أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاه » ) * نفى و استثناء و كلمه « أن » مصدريه است ، ممكن هم هست بگوئيم « لا تعبدوا » نهى و استثناء و كلمه « أن » مصدريه و يا مفسره است و به هر حال مجموع مستثنى و مستثنى منه به دو جمله تقسيم مىشود ، نظير اينكه بگوئيم « او را بپرستيد » و « غير او را نپرستيد » و به وجه ديگر ، برگشت هر دو جمله به يك حكم است ، و آن اينكه « بايد او را با اخلاص بپرستيد » . و اين جمله چه برگشت به دو جمله كند و چه به يك جمله ، در هر حال چيزى است كه قضاى الهى متعلق بدان شده است ، البته قضاى تشريعى خدا كه متعلق به احكام و مسائل تشريعى مىشود ، و معناى يك طرفى كردن و حكم قاطع مولوى نمودن را مىرساند ، و اين قضاء همانطور كه شامل اوامر خدا مىشود شامل نواهى او نيز مىگردد ، همانطور كه احكام مثبته را