السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
23
تفسير الميزان ( فارسي )
و همه موجودات از خداست ، حتما به خاطر حوادثى است كه در آن ايام مخصوص به وجود آمده و امر خداى تعالى را ظاهر ساخته است ، كه در ديگر ايام چنين ظهورى رخ نداده است ، پس به طور مسلم مقصود از ايام خدا ، آن زمانهايى است كه امر خدا و آيات وحدانيت و سلطنت او ظاهر شده ، و يا ظاهر مىشود ، مانند روز مرگ ، كه در آن روز سلطنت آخرتى خدا هويدا مىگردد ، و اسباب دنيوى از سببيت و تاثير مىافتند ، و نيز مانند روز قيامت كه هيچ كس براى ديگرى مالك چيزى نيست و براى كسى كارى نمىتواند بكند ، و همه امور ، تنها به دست خدا است ، و نيز مانند ايامى كه قوم نوح و عاد و ثمود در آن ايام به هلاكت رسيدند ، چون اين گونه ايام ، ايامى هستند كه قهر و غلبه الهى در آن ظاهر گشته ، و عزت خدايى ، خودنمايى كرده است . ممكن هم هست ايام ظهور رحمت و نعمت الهى ، جزء اين ايام بوده باشد ، البته آن ايامى كه نعمتهاى الهى آن چنان ظهورى يافته كه در ديگر ايام به آن روشنى نبوده است ، مانند روزى كه حضرت نوح و يارانش از كشتى بيرون آمدند و مشمول سلام و بركات خدا شدند ، و روزى كه ابراهيم ( ع ) از آتش نجات يافت ، و امثال اينها ، زيرا اين گونه ايام ، مانند ايام مذكور ديگر ، در حقيقت نسبتى به غير خدا نداشته ، بلكه ايام خدا و منسوب به اويند ، هم چنان كه ايام امتها و اقوام را به آنها نسبت داده ، كه از آن جمله است ايام عرب ، مانند « روز ذى قار » و « روز فجار » و « روز بعاث » و امثال اينها . و اينكه بعضى « 1 » از مفسرين ، ايام اللَّه را به ايام ظهور نعمتهاى خدا اختصاص داده ، و آيات بعدى سوره را كه درباره نعمتهاى خدا است دليل خود گرفتهاند و نيز مفسرين « 2 » ديگرى كه ايام مذكور را به ايام عذابهاى خدا اختصاص دادهاند ، راه درستى نرفتهاند ، چون هيچ وجهى براى اين دو اختصاص نيست ، و همانطور كه گفتيم سياق كلام ، سياق بيانى است كه عزت خدا اقتضا دارد و مقتضاى عزت خدا ، هم نعمت دادن است ، و هم عذاب كردن . * ( « إِنَّ فِي ذلِكَ لآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ » ) * - اين جمله ختم كلام در آيه است ، و « صبار » به معناى بسيار شكيبا ، و « شكور » به معناى بسيار شكرگزار است .
--> ( 1 ) تفسير ، طبرى ، ج 13 ، ص 123 . ( 2 ) فخر رازى ، ج 19 ، ص 84 و مجمع البيان ، ج 6 ، ص 304 .