السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
20
تفسير الميزان ( فارسي )
معجزه و يك امر غير عادى بنا نگذاشته ، و چيزى هم از قدرت و اختيارات خود را در اين باره به انبياى خود واگذار ننموده است بلكه ايشان را فرستاده تا به زبان عادى كه با همان زبان در ميان خود گفتگو مىكنند و مقاصد خود را به ديگران مىفهمانند ، با قوم خود صحبت كنند و مقاصد وحى را نيز به ايشان برسانند . پس انبياء ، غير از بيان ، وظيفه ديگرى ندارند ، و اما مساله هدايت و ضلالت افراد ، ربطى به انبياء ( ع ) و غير ايشان نداشته بلكه فقط كار خود خداى تعالى است . بنا بر اين مىتوان گفت ، آيه شريفه ، به منزله بيان و ايضاح آيه * ( « كِتابٌ أَنْزَلْناه إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ » ) * بوده و به آن چنين معنى مىدهد كه : ما به تو كتاب داديم تا مردم را از ظلمتها به سوى نور بكشانى يعنى همين قدر برايشان بيان كنى كه خدا چه چيز نازل كرده و بس ( تنها همين را برسانى كافى است ) در اين صورت معناى اين آيه و آيه اى كه مىفرمايد : « وَأَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ » « 1 » يكى خواهد بود . * ( « فَيُضِلُّ اللَّه مَنْ يَشاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشاءُ » ) * - اين جمله اشاره به همان مطلبى است كه قبلا گفتيم كه مساله هدايت و ضلالت ، تنها به دست خدا است ، و هيچ يك از آن دو بدون مشيت خداى سبحان ، تحقق نمىپذيرد ، چيزى كه هست اين است كه خداى تعالى به ما خبر داده كه مشيتش گزاف و نامنظم نبوده ، بلكه داراى نظمى ثابت است و آن اين كه هر كه پيروى حق نموده و با آن عناد نورزد ، خداوند هدايتش مىكند ، و هر كه او را انكار نموده و از هواى خود پيروى كند خداوند گمراهش مىكند ، پس گمراه كردن خدا ، از باب مجازات و كيفر ، و بعد از كارهاى خلافى است كه آدمى به اختيار خود انجام داده باشد ، نه ابتدايى و بى حساب . و اگر خداوند سبحان در آيه مورد بحث ، ضلالت را بر هدايت مقدم داشته بدين جهت بود كه ضلالت به بيان محتاجتر است ، مخصوصا با در نظر داشتن زمينه كلام كه زمينه بيان عزت مطلقه خدا است پس در اينجا واجب بود روشن بسازد كه ضلالت هر كه گمراه شده و هدايت هر كه هدايت گشته ، همه به مشيت خدا است ، و كسى بر اراده خدا
--> ( 1 ) و ما ذكر را به تو نازل كرديم تا براى مردم بيان كنى كه چه چيز به سويشان نازل شده . سوره نحل ، آيه 44 .