السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
12
تفسير الميزان ( فارسي )
محكمى قرار گرفته كه نمىتوان به آن دست يافت « 1 » . بنا بر اين ، عزت عزيز ، آن حالتى است كه به خود گرفته و دست يافتن به وى دشوار شده است ، و عزيز قوم هم آن كسى است كه بر همه قاهر است ، و كسى بر او قاهر نيست ، چون مقامى دارد كه هر كه قصد او را كند مانعش مىشوند ، و از دسترسى به او بازش مىدارند تا نتواند مقهورش كند . و باز به همين جهت هر چيز ناياب را عزيز الوجود مىگويند ، و اگر در قرآن كريم به معناى مشقت هم آمده مانند : « عَزِيزٌ عَلَيْه ما عَنِتُّمْ » « 2 » و مانند : « وَعَزَّنِي فِي الْخِطابِ » « 3 » باز به همين مناسبت است ، زيرا هر چيزى كه بر انسان گران آيد و مشقت داشته باشد حتما دستيابى به آن مشكل است ، پس عزيز مىباشد . و اگر خداى سبحان عزيز است ( و بلكه همه عزتها از او است ) براى اين است كه او ذاتى است كه هيچ چيز از هيچ جهت بر او قهر و غلبه ندارد ، و او بر همه چيز و از هر جهت قهر و غلبه دارد و اگر كس ديگرى از عزت سهمى دارد از او و به اذن او گرفته است ، هم چنان كه فرمود : « أيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّه جَمِيعاً » « 4 » و نيز فرموده : « مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّه الْعِزَّةُ جَمِيعاً » « 5 » . كلمه « حميد » كه در آيه مورد بحث آمده بر وزن « فعيل » و به معناى مفعول از ماده « حمد » است ، و « حمد » عبارت است از ثناى جميل و مدح بر خوبيهاى اختيارى ، و چون تمام جمالها و خوبيها به او منتهى مىشوند در نتيجه تمام حمدها مخصوص او خواهد بود ، هم چنان كه خودش فرموده : « الْحَمْدُ لِلَّه رَبِّ الْعالَمِينَ » « 6 » . از جمله حرفهاى عجيب و غريب ، سخنى است كه از امام فخر رازى نقل مىكنند ، - و ما آن را به زودى بيان مىكنيم - كه گفته است : كلمه حميد به معناى داناى بى نياز است « 7 » .
--> ( 1 ) مفردات راغب ، ماده « عز » . ( 2 ) بر او رنج بردن شما سخت است . سوره توبه ، آيه 128 . ( 3 ) و در سخن سركشى و غلبه كرد بر من . سوره ص ، آيه 23 . ( 4 ) آيا عزت را از ناحيه خود جستجو مىكنيد و حال آنكه عزت همه اش از خدا است ؟ سوره نساء ، آيه 139 . ( 5 ) هر كه عزت مىخواهد ( بايد بداند ) تمامى عزتها از خداست . سوره فاطر ، آيه 10 . ( 6 ) تمامى حمدها از آن خداست كه پروردگار عالميان است . سوره حمد ، آيه 2 . ( 7 ) تفسير فخر رازى ، ج 19 ، ص 75 .