السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
81
تفسير الميزان ( فارسي )
كه هر يك به نوبه خود در سلب امنيت و سلامتى ، تاثير به سزايى دارند . چيزى كه هست يك نوع از اختلاف ، اختلافى است كه در عالم انسانى چاره اى از آن نيست ، و آن اختلاف طبايع است كه منتهى به اختلاف بنيه ها مىگردد . آرى تركيبات بدنى در افراد اختلاف دارد و اين اختلاف در تركيبات بدنى باعث اختلاف در استعدادهاى بدنى و روحى مىشود ، و با ضميمه شدن اختلاف محيطها و آب و هواها اختلاف سليقه ها و سنن و آداب و مقاصد و اعمال نوعى و شخصى در مجتمعات انسانى پديد مىآيد ، و در علم الاجتماع و مباحثش ثابت شده كه اگر اين اختلافات نمىبود بشر حتى يك چشم بر هم زدن قادر به زندگى نبود . و خداى تعالى هم در قرآن كريم اين اختلاف را به خود نسبت داده و فرموده : « نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَرَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا » « 1 » و در هيچ جاى از كلام خود آن را مذمت ننموده ، مگر در آن مواردى كه اين اختلاف آميخته با هواى نفس و بر خلاف هدايت عقل باشد ، مانند اختلاف در دين ، چون خداى سبحان دين را يك مساله فطرى دانسته و فرموده : بشر مفطور بر معرفت و توحيد خداست . و نيز در باره نفس انسان فرموده : تقوا و فجور نفس را به نفس هر كسى الهام كرده . و نيز فرموده : دين حنيف از فطرياتى است كه بشر بر آن خلق شده ، و در خلق خدا تبديلى نيست . و به همين جهت در موارد بسيارى از كلام مجيدش اختلاف در دين را به ظلم و طغيان اختلاف كنندگان نسبت داده ، از آن جمله فرموده : « فَمَا اخْتَلَفُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ » « 2 » . و در آيه زير هر دو اختلاف را ذكر كرده و فرموده : « كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّه النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيه » اين همان اختلاف اول است كه اختلاف در امور مادى و زندگى مادى است . « وَمَا اخْتَلَفَ فِيه » اين آن اختلاف دومى يعنى اختلاف در امر دين است « إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوه مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ بَغْياً بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّه الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيه مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِه » « 3 » .
--> ( 1 ) ما در ميان آنان معيشتشان و بهره شان را از زندگى دنيا تقسيم كردهايم و بعضى را بر بعضى به درجاتى رفعت دادهايم ، تا بعضى بعض ديگر را ( يكديگر را ) مسخر كنند . سوره زخرف ، آيه 32 . ( 2 ) پس اختلاف نكردند مگر بعد از آنكه علم به آن را داده شدند و صرفا از در بغى و كينه كه در بين خود دارند اختلاف مىكنند . سوره جاثيه ، آيه 17 . ( 3 ) مردم يك امت بودند خداوند پيغمبران را به عنوان بشارت و انذار برگزيد و به ايشان كتاب فرستاد تا ميان مردم در آنچه كه اختلاف مىكنند حكم نمايند ، و در آن كتاب اختلاف نكردند مگر خود آن كسانى كه به آنها كتاب داده شد آن هم بعد از آنكه معجزات و حجتها مشاهده كردند ، و از در طغيان و ظلم ، لا جرم خداوند آن كسانى را كه ايمان آوردهاند به اذن خود در مسائل مورد اختلاف به سوى حق هدايت فرمود . سوره بقره ، آيه 213 .