السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

77

تفسير الميزان ( فارسي )

آمده كه خود آنان را ستمكار خوانده ، حال بعضى صحابه پيغمبر را ستمكار خواندن مهم است ، و يا به او بگويند به ستمكاران ركون مكن ؟ و همچنين آيات ديگرى كه مربوط به داستانهاى بدر ، احد و حنين است ، و مشتمل است بر نهىهايى كه خيلى مهمتر از نهى ركون است . و نيز آيات ناهيه اى كه زنان رسول خدا ( ص ) را از امورى نهى مىكند كه بدتر از ركون به ظالمين است . پس صرف اينكه سابقين اولين در مظنه چنين اعمالى نيستند باعث نمىشود كه نهى هم از ناحيه خداى تعالى صادر نشود ، علاوه بر اينكه بعضى از همان سابقين اولين به پاره اى از آن گناهان و جرائم مبتلا شدند . سوم چيزى كه از بحث گذشته به دست آمد اين بود كه آيه شريفه به كمك سياقى كه دارد و نيز با تاييد مقام ، نهى مىكند از ركون به ستمكاران در ستمهايشان ، به اين معنا كه مسلمانان ، دين حق خود و حيات دينى خود را مبنى بر ظلمى از ظلمهاى آنان كنند ، و يا در گفتار و كردار حق خود ، جانب ظلم و باطل ايشان را رعايت كنند . و خلاصه وقتى بتوانند حقى را احياء كنند كه باطلى را هم احياء بكنند ، و برگشت اين عمل همانطور كه قبلا هم گفتيم به اين است كه احياء يك حق با از بين رفتن يك حق ديگر صورت گيرد . و اما ميل كردن به ظلمى از ظلمهاى آنان و راه دادن آن ظلم را در دين ، و اجراى آن در مجتمع اسلامى و يا در محيط زندگى شخصى ، ركون به ظالمين نيست ، بلكه مباشرت در ظلم و وارد شدن در زمره ظالمين است . و اين مطلب بر بسيارى از مفسرين مشتبه شده ، و نتوانسته‌اند ميان ركون به ظالمين و اين مثالها كه ما ذكر كرده و گفتيم مباشرت در ظلم است ، فرق بگذارند ، در نتيجه در تفسير آيه بحثهايى را ايراد كرده‌اند كه كمترين ارتباطى با آيه و با مساله ركون به ظالمين ندارد ، و ما به خاطر رعايت اختصار از ايراد و بحث در صحت و سقم آنها صرفنظر كرديم ، و هر كس بخواهد مىتواند به تفاسير آنان مراجعه نمايد . * ( « وَأَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ وَزُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ . . . » ) * دو طرف نهار به معنى صبح و عصر است ، و كلمه « زلف » جمع « زلفى » و بطورى كه مىگويند از نظر معنا و ساختمان لفظى شبيه است به « قرب » كه جمع « قربى » است ، و اين وصفى است كه به جاى موصوف خود - نظير ساعات و امثال آن - نشسته و تقديرش اين است : و ساعاتى از شب كه نزديك به روز باشد . يعنى نماز را در صبح و عصر و در ساعاتى از شب كه نزديكتر به روز باشد به پاى دار ، و اين ساعات با نماز صبح و عصر كه در يك طرف روز قرار دارد و نماز مغرب و عشاء كه وقتشان