السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

74

تفسير الميزان ( فارسي )

نداشتن شفيع و به احتمال دوم به معناى خذلان الهى خواهد بود . و تعبير به « ثم » در جمله * ( « ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ » ) * براى اين است كه دلالت كند بر خاتمه امر و اينكه سرانجام كار شما نوميدى و خذلان مىشود ، گويا فرموده : در قيامت جز خدا كسى را نداريد او هم هر چه بخوانيدش جوابتان را نمىدهد و هر چه از او طلب يارى كنيد ياريتان نمىكند ، پس در نتيجه سرانجام كارتان نوميدى و خسران و خذلان خواهد بود . از بحثهايى كه تا كنون پيرامون آيه كرديم چند چيز بدست آمد : 1 - اينكه متعلق نهى در آيه شريفه ركون به اهل ظلم است در امر دين و يا حيات دينى ، از قبيل سكوت كردن در بيان حقايق دينى و امورى كه موجب ضرر جامعه دينى مىشود و ترك هر عمل ديگرى كه خوش آيند ظالمان نيست ، و يا مثل اينكه ظالم كارهايى كند كه براى جامعه دينى ضرر دارد ، و مسلمانها آن را ببينند و سكوت كنند و حقايق دينى را برايش بازگو نكنند ، و يا امورى را ترك كند كه با تركش لطمه به اجتماع مسلمين بزند . و مسلمين سكوت كنند ، او زمام جامعه دينى را در دست بگيرد و عهده دار مصالح عمومى جامعه بشود و با نداشتن صلاحيت ، امور دينى را اجراء كند و ايشان سكوت كنند و نظير اينها . بنا بر اين ، ركون و اعتماد بر ستمگران در معاشرت و معامله و خريد و فروش و همچنين وثوق داشتن به ايشان و در برخى از امور امين شمردن آنان ، مشمول نهى آيه شريفه نيست ، زيرا ركون در اين گونه امور ، ركون در دين و يا حيات دينى نيست ، خود رسول خدا ( ص ) را مىبينيم كه در شب هجرت وقتى از مكه به سوى غار ثور حركت كرد يكى از مردم قريش را امين شمرد و از او براى سفر به مدينه مركبى را اجاره كرد ، و نيز او را امين دانست و مورد وثوق قرار داد كه بعد از سه روز ، راحله را تا درب غار خواهد آورد ، آرى او رفتارش چنين بود و خود مسلمانان هم در پيش روى رسول خدا ( ص ) با كفار و مشركين همين معامله را داشتند . 2 - نتيجه اى ديگر كه از بحثهاى گذشته گرفته شد اين است كه ركونى كه در آيه از آن نهى شده ، اخص است از معناى ولايتى كه در آيات بسيار ديگرى از آن نهى شده ، زيرا ولايت به معناى نزديك شدن به نحوى است كه مسلمين را در دين و اخلاقشان در معرض تاثر قرار دهد و در نتيجه دين و اخلاقشان كه از بين رفته و سنتهاى ظالمانه اى كه در جامعه دشمنان دين رايج شده در ميان مسلمين رواج يابد ، به خلاف ركون كه به معناى بنا نهادن دين و يا حيات دينى است بر اساس ظلم ظالمين ، و اين معنا از نظر مورد اخص از ولايت است ، براى اينكه هر جا كه ركون به ظالمى پيدا شود ولايت ظالم هم شده ولى هر جا كه ولايت ورزيدن به ظالم